
آدم برفي ام /
سرد و ساکت و تنها /
قلبي از يخ دارم /
و در رگ هاي منجمدم /
خون سپيد تمنا جاري است /
و با کوچکترين گرمايي .... /
مي ميرم !!!
(( پارسا ))

ღزمزمه های دلتنگیღ
سكوت زندگيم ، پر از زمزمه هاي دلتنگيست...
زمزمه هاي یکشنبه 29 شهریور1388 در ساعت 9:3 قبل از ظهر
یا سریع الرضا
مسافران آخرین سپیده ی ضیافت معبود،
در مقصد غروب برای رویت هلال ماه،
شکوفه های تماشا تا بلندی های زمین برده اند.
اما چه حاجتی به رویت هلال ماه،
چه حاجتی به جستجو در آسمان ها؟
رمضان باید آموخته باشدمان که
چگونه به چشم دل ببینیم و به گوش دل بشنویم...
آیا نمی بینی بساط سفره افطار
همانی نیست که همیشه بود؟
این بار به جای چای،
فنجان تلخ اندوه است که بر لبان نزدیک میکنی.
سهم
تو از نان و پنیر و گردو،
امشب
جز لقمه های تنهایی نیست.
بشقاب
پر طراوت ریحان بر سینی عمر،عجیب است که این مرتبه
نغمه اشتها بر تو نمی نوازد.
پیاله
سپید فرنی را که قدری بچشیخود خواهی فهمید مربای گل
این بار هیچ شیرینی ندارد...
چرا کسی امشب در را نمی کوبد،
زنگ را نمی فشرد وشریک
طعام دلباختگی تو نمی گردد؟
برای پهن تر وبزرگتر کردن
سفره همیشگی ات،
نگاه کن
هیچ مهمان ناخوانده ای امشب
بهانه به گرد شمع تنهایی تو نمی بخشد ...
آیا امروز که برای سحر
از خواب بر خواستی
ندیدی که چمدان هایت را بسته اند؟
تلاوت روزانه قرآن را که ادامه می دادی
حس نکردی که چه میل عجیبی برای گریستن،
های های گریستن داری؟
مگر به کدام سوره مبارک،
مگربه کدام آیه کتاب خدا رسیده بودی؟
باور کن
حاجتی به رویت هلال ماه نبوده و نیست.
آسمان
به وضوح رنگ وداع به خود گرفتهوبانگ جدایی از هر کرانه بلند است.
باید
برگردی.
ضیافت
خدا- ماه رمضان - اکنون دیگربه پایان رسیده است.
به
خانه ات برگرد، نزد اهل و عیالت.
از
این پس بر تو هرجی نیست کهوقت گرسنگی، بخوری وبه گاه تشنگی، بیاشامی.
اما
در این میان یه چیز به خاطر سپردنی است:
رمضان
آمد تا بیاموزیمجز گرسنگی دل و تشنگی روح،
برای هیچ گرسنگی و تشنگی دیگری
اشک نریزیم و مویه نکنیم...
حالا چقدر دیگر باید صبر کنیم،
نمیدانیم.
چقدر دیگر باید انتظار بکشیم،
نمیدانیم.
بار
دیگه آمدن او بعد از گذشت یکسال،
حتمی
است،اما بودن ما چطور؟چگونه؟!خدایا از تو ممنونیم
که طبیعت را بی بهار
و دل را بی رمضان نخواستی...

التماس دعا از همگی تان : پارسای دلتنگ
* برگرفته از روزنامه ی جام جم سال ۱۳۸۳*
یادش بخیر سال ۱۳۸۳ رو ...
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي سه شنبه 17 شهریور1388 در ساعت 9:24 بعد از ظهر
یا سریع الرضا

عزیزانم!
شب ضربت خوردن آقا امام علی علیه السلام رو
به همه ی شما عزیزان تسلیت می گم ...
آقا امام زمان!
خودتون می دونین که بعد از آقا امیرالمؤمنین
عدالت هم تا حد زیادی باهاش رخت از دنیا بر بست
تا دوره به دوران امیر المؤمنین دیگه ای برسه
که از نسل آقا سید الشهدا - امام حسینه -
و دوباره عدالت رو به دنیا بر می گردونه ...
امیر المؤمنینی که سال هاست
انتظار آمدنش رو می کشیم ...
آقا جان!
شهادت آقا امام علی علیه السلام رو
بهتون تسلیت می گم.
باشد که وجود اندوهگین و پاکتون
مرهمی باشه بر وجود زخمی و خسته مان ...
آقا جان!
امشب توی دعاهای شبانه اتون
من بیچاره و حقیر رو هم دعا کنین.
دعا کنین که سر انجام کار ،
شرمنده ی روی ماهتون نشم.

آقا جان!
امشب خودت هم توی شب قدر و دعاهای شبانه ات،
با همه مون زمزمه کن که:
*اللّهم عجّل لولیّک الفرج*
یکی از عاشقان گنهکارت: پارسای دلتنگت!
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي دوشنبه 9 شهریور1388 در ساعت 11:44 بعد از ظهر
یا سریع الرضا
بوی خدا می آید ....
*اشهد ان لا اله الا الله*
یا حق: پارسای دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي جمعه 6 شهریور1388 در ساعت 9:24 بعد از ظهر
یا سریع الرضا
پیش خودم گفتم شاید شما هم دلتون هوس قدیما رو کرده باشه.
من خودم مخصوصاً توی ماه رمضان بدجوری
خاطرخواه گذشته ها می شم...
گذشته هایی که با اینکه درونش نبودم
اما می تونم با تموم وجود حسش کنم ...
** یاد باد آن روزگاران یاد باد! **
****************************************
التماس دعا
یا علی: پارسای دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
|
.:: زمزمه هاي گذشته ::. |
copyright © 2005-2008 zemzemeh All right reserved
Primary Designed This Template by
Mehran Rostami &
Final Edition By: Parsa-ye Deltang