تبليغاتX
  و ان یکاد الذین کفرو لیزلقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین
ღزمزمه های دلتنگیღ

ღزمزمه های دلتنگیღ

سكوت زندگيم ، پر از زمزمه هاي دلتنگيست...


زمزمه هاي جمعه 17 مهر1388 در ساعت 6:14 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

سلام عزیزانم!

شکر خدا بالاخره کارشناسی ارشد قبول شدم

خدایا شکرت!

سپاس از اینکه زمزمه های تنهایی ام رو می شنیدی هر شب...

توی تنهایی های نگهبانی و تاریکی شب های سرد خدمت سربازی

این تو بودی که تنهام نذاشتی...

تویی که می دیدی سختی های درس خوندنم رو ...

تویی که می دیدی حسودی های همه رو

- از فرمانده ام بگیر تا اون درجه دارهای عقده ای ... -

تویی که دعاهای هر شبم رو می شنیدی و بهم نمی خندیدی ...

خدایا!

خیلی وقت بود که از خوشحالی گریه نکرده بودم ...

یاد تموم سختی هایی که کشیدم و قبول شدم رو که مرور کردم

ناخود آگاه گریه ام گرفت...

خدایا!

باشد که تا ابد بنده ی شکر گزار و حلقه به گوشت باشم ...

 

** الحمد لله رب العالمین **

 

یا حق: پارسای خوشحــــــــــــــــــــــــــــــــــال


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های انتظار ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي جمعه 17 مهر1388 در ساعت 6:13 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

سلام عزیزانم!

شکر خدا بالاخره کارشناسی ارشد قبول شدم

خدایا شکرت!

سپاس از اینکه زمزمه های تنهایی ام رو می شنیدی هر شب...

توی تنهایی های نگهبانی و تاریکی شب های سرد خدمت سربازی

این تو بودی که تنهام نذاشتی...

تویی که می دیدی سختی های درس خوندنم رو ...

تویی که می دیدی حسودی های همه رو

- از فرمانده ام بگیر تا اون درجه دارهای عقده ای ... -

تویی که دعاهای هر شبم رو می شنیدی و بهم نمی خندیدی ...

خدایا!

خیلی وقت بود که از خوشحالی گریه نکرده بودم ...

یاد تموم سختی هایی که کشیدم و قبول شدم رو که مرور کردم

ناخود آگاه گریه ام گرفت...

خدایا!

باشد که تا ابد بنده ی شکر گزار و حلقه به گوشت باشم ...

 

** الحمد لله رب العالمین **

 

یا حق: پارسای خوشحــــــــــــــــــــــــــــــــــال


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های انتظار ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي پنجشنبه 2 مهر1388 در ساعت 11:36 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

اول مهر

 

دوباره اول مهر اومد و بوی ناخوش مدرسه به مشامم می رسه ...

 

اول مهر قبل از دانشگاه :

روز ترس ...

روز تنهایی ...

روز گریه های جدایی ...

روز سیر شدن از زندگی  ...

روز ...

*******************************

روز اول مهر هنگام دانشگاه:

روز عاشقی ...

روز دلتنگی ...

روز پر از استرس اما آروم! ...

روز بی بازگشت ...

روز ...

*******************************

روز اول مهر بعد از دانشگاه:

روز خاطره های بی بازگشت ...

روز افسوس ...

روز حسرت های به دل مانده ...

روز ....

*******************************

خدا کنه که دیگه هیچ وقت اول مهر نیاد ...

که نه بوی مدرسه شو دوست دارم و

 نه بوی دانشگاه شو و نه بوی سربازی شو ...

شاید سال بعد، سال ۱۳۸۹ شمسی و تقویمم، ۳۶۴ روز بیشتر نداشت!

 

 بابا آب داد!

یا علی : پاسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي یکشنبه 29 شهریور1388 در ساعت 9:3 قبل از ظهر

یا سریع الرضا

 

مسافران آخرین سپیده ی ضیافت معبود،

 

در مقصد غروب برای رویت هلال ماه،

 

شکوفه های تماشا تا بلندی های زمین برده اند.

 

اما چه حاجتی به رویت هلال ماه،

 

چه حاجتی به جستجو در آسمان ها؟

 

رمضان باید آموخته باشدمان که

 

چگونه به چشم دل ببینیم و به گوش دل بشنویم...

 

آیا نمی بینی بساط سفره افطار

 

همانی نیست که همیشه بود؟

 

این بار به جای چای،

 

فنجان تلخ اندوه است که بر لبان نزدیک میکنی.

 

سهم تو از نان و پنیر و گردو،

 

امشب جز لقمه های تنهایی نیست.

 

بشقاب پر طراوت ریحان بر سینی عمر،

 

عجیب است که این مرتبه

 

نغمه اشتها بر تو نمی نوازد.

 

پیاله سپید فرنی را که قدری بچشی

 

خود خواهی فهمید مربای گل

 

این بار هیچ شیرینی ندارد...

 

چرا کسی امشب در را نمی کوبد،

 

زنگ را نمی فشرد وشریک

 

طعام دلباختگی تو نمی گردد؟

 

برای پهن تر وبزرگتر کردن

 

سفره همیشگی ات،

 

نگاه کن

 

هیچ مهمان ناخوانده ای امشب

 

بهانه به گرد شمع تنهایی تو نمی بخشد ...

 

آیا امروز که برای سحر

 

از خواب بر خواستی

 

ندیدی که چمدان هایت را بسته اند؟

 

تلاوت روزانه قرآن را که ادامه می دادی

 

حس نکردی که چه میل عجیبی برای گریستن،

 

های های گریستن داری؟

 

مگر به کدام سوره مبارک،

 

مگربه کدام آیه کتاب خدا رسیده بودی؟

 

باور کن

 

حاجتی به رویت هلال ماه نبوده و نیست.

 

آسمان به وضوح رنگ وداع به خود گرفته

 

وبانگ جدایی از هر کرانه بلند است.

 

باید برگردی.

 

ضیافت خدا- ماه رمضان - اکنون دیگر

 

به پایان رسیده است.

 

به خانه ات برگرد، نزد اهل و عیالت.

 

از این پس بر تو هرجی نیست که

 

وقت گرسنگی، بخوری وبه گاه تشنگی، بیاشامی.

 

اما در این میان یه چیز به خاطر سپردنی است:

 

رمضان آمد تا بیاموزیم

 

جز گرسنگی دل و تشنگی روح،

 

برای هیچ گرسنگی و تشنگی دیگری

 

اشک نریزیم و مویه نکنیم...

 

حالا چقدر دیگر باید صبر کنیم،

 

نمیدانیم.

 

چقدر دیگر باید انتظار بکشیم،

 

نمیدانیم.

 

بار دیگه آمدن او بعد از گذشت یکسال،

 

حتمی است،اما بودن ما چطور؟چگونه؟!

 

خدایا از تو ممنونیم

 

که طبیعت را بی بهار

 

و دل را بی رمضان نخواستی...

 

الهی شکرت بابت همه چیز ...

 

 التماس دعا از همگی تان : پارسای دلتنگ

 

 * برگرفته از روزنامه ی جام جم سال ۱۳۸۳*

 

 یادش بخیر سال ۱۳۸۳ رو ...


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های عاشقی ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي سه شنبه 17 شهریور1388 در ساعت 9:24 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

یا علی

عزیزانم!

شب ضربت خوردن آقا امام علی علیه السلام رو

 به همه ی شما عزیزان تسلیت می گم ...

 

آقا امام زمان!

 

خودتون می دونین که بعد از آقا امیرالمؤمنین

عدالت هم تا حد زیادی باهاش رخت از دنیا بر بست

 تا دوره به دوران امیر المؤمنین دیگه ای برسه

که از نسل آقا سید الشهدا - امام حسینه -

 و دوباره عدالت رو به دنیا بر می گردونه ...

امیر المؤمنینی که سال هاست

 انتظار آمدنش رو می کشیم ...

 

آقا جان!

 

شهادت آقا امام علی علیه السلام رو

 بهتون تسلیت می گم.

 باشد که وجود اندوهگین و پاکتون 

مرهمی باشه بر وجود زخمی و خسته مان ...

 

آقا جان!

 

امشب توی دعاهای شبانه اتون

من بیچاره و حقیر رو هم دعا کنین.

دعا کنین که سر انجام کار ،

شرمنده ی روی ماهتون نشم.

 

انا انزلناه فی لیله القدر

 

آقا جان!

امشب خودت هم توی شب قدر و دعاهای شبانه ات،

با همه مون زمزمه کن که:

 

*اللّهم عجّل لولیّک الفرج*

 

یکی از عاشقان گنهکارت: پارسای دلتنگت!


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي دوشنبه 9 شهریور1388 در ساعت 11:44 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

 

بوی خدا می آید ....

 

*اشهد ان لا اله الا الله*

 

یا حق: پارسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي جمعه 6 شهریور1388 در ساعت 9:24 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

کاملاً بدون شرح!

 

فردین - ناصر - بهروز

پیش خودم گفتم شاید شما هم دلتون هوس قدیما رو کرده باشه.

من خودم مخصوصاً توی ماه رمضان بدجوری

خاطرخواه گذشته ها می شم...

گذشته هایی که با اینکه درونش نبودم

اما می تونم با تموم وجود حسش کنم ...

** یاد باد آن روزگاران یاد باد! **

****************************************

التماس دعا

یا علی: پارسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي جمعه 16 مرداد1388 در ساعت 7:19 بعد از ظهر

 یا سریع الرضا

هلا که راز خدایی      خدا کند که بیایی

 

 **اللهم عجل لولیک الفرج**

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج 

 

 

هر سال 15 شعبان که از راه می رسه

 

 

 فکر می کنم که کلی حرف دارم که باهاش بزنم ...

 

 

اما هرسال 15 شعبان هم می گذره و

 

 

 تا به خودم میام می بینم که هنوز ...

 

 

دلتنگی هام سرجاشه !

 

 

یه زمانی فکر می کردم

 

 

 حالا که روز تولدم - 15 اردیبهشت

 

 

 با 15 شعبان یکی شده ...

 

 

باید مثل آقا امام زمان (عج) پاک باشم

 

 

( البته نه تا اون حد ، چون نمیشه! )

 

 

اما هرچی گذشت فقط  15 های شعبان دلم می گرفت که ...

 

 

چرا اون کاری رو که می خواستم

 

 

 نکردم و الان توی روز عید ...

 

 

باید شرمنده ی آقا باشم و ...

 

بقیة الله 

 

           ********************************

 

دیگه گفتن نداره ...

 

 

نوشتن هم همینطور ...

 

 

آخه نمیشه از امروز چیزی گفت ...

 

 

میلاد یگانه منجی بشریت ...

 

 

قائم آل محمد ( ص ) ...

 

 

عزیز گمگشته ی زهرا ( س ) ...

 

 

تنها چیزی که می تونم بگم اینه که :

 

 

                 میلاد پاکت مبارک گل پاک و خوشبوی نرگس!

 

 

آخه در حد من نیست که بخوام

 

 

 دیگه از تو سخنی بر زبان بیارم عزیز دلم !

 

 

 و الان هم اگه جسارتی کردم

 

 

به خاطر اینه که

 

 

 

اینا همه اش حرف دلم بود و هنوز توی دلم

 

 

تنها کسی که زنده است تویی و ... بس!

 

 

توی روز تولدت چیزی ندارم که

 

 

فدای اون چشمای خوشگلت کنم و تنها چیزی که دارم

 

 

 یه قلب پر از گناهه که ...

 

 

همون هم فدای ناز نگاهت!

 

 

یه بار دیگه اگه منو لایق دونستی

 

 

 کلبه ی حقیرم رو منور کن با قدم های استوارت و

 

 

چشم انتظارم نذار که منتظرتم!

 

 

 فدای نگاه نازت گل خوشبوی نرگس

 

 یابن الحسن : روحی فداک ...

 

 

پارسای دلتنگ اما گناهکار تو ...


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي دوشنبه 29 تیر1388 در ساعت 9:45 بعد از ظهر

**به نام خدای محمّد**

 

 باز هم مكه آرام است و منتظر.

 

 اكنون بعد از سيزدهم رجب

 

خدا مي خواهد يك بار ديگر هم رجب المرجب را متبرك  سازد.

 

اما اين باركجا و چگونه؟

 

 باز هم محمد در غار تنهايي خويش با معبود خويش در راز و نياز است.

 

باز هم تك و  تنها.

 

اما اين بار عبادتش مزه ايي ديگر مي دهد.

 

مزه ي ملكوت.

 

مزه ي عرش اعلي...

 

 لحظات مي گذرد و مي گذرد تا...

 

 اقرا...

 

 اما محمد چگونه بخواند؟

 

 اقرا...

 

 باز هم...

 

 اقرا باسم ربك الذي خلق...

 

 و محمد مي خواند بنام پروردگارش كه بشر را آفريده...

 

 خودش هم نمي داند كه چرا شانه هايش سنگين تر شده اند.

 

چرا پاهايش توان رفتن  ندارند؟

 

 چرا امروز حس مي كند كه ديگر محمد ديروز نيست؟

 

 از فرشته  ي وحي شنيده ست كه اكنون مبعوث شده به پيامبري.

 

 مي داند كه امروز روزی است که

 

 پيامبر يهود موسی و عيسي مسيح مژده ي آمدنش را داده بودند.

 

اما ...

 

 اما چگونه باور كند اين  مسئوليت سنگين را؟

 

"خداي من چرا تمام ملكوت با من سخن مي گويند؟

 

اين همه تبريك براي چيست؟"

 

محمد بارها اين جمله را در طول راه خانه از خود مي پرسد.

 

 مژده ي بشارت را نخستين بار به همسرش خديجه مي دهد

 

 و خديجه نيز همان هنگام به او ايمان مي آورد .

 

 آري.

 

امروز 27 رجب است

 

 

"روز مبعث محمد مصطفي(ص)"

 

عید مبعث مبارک! 

 

 رسالت نخستين بهانه ي خلقت.

 

 فكر كنم كه بيشتر از همه خود پروردگار شادمان است

 

 از اين روز مبارك.

 

نه اين بار  فكر نمي كنم؛مطمئن مطمئنم

 

 باز هم در ملكوت شادماني ست و سرور...

 

***

 

بخدا نميشه از محمد(ص) گفت.

 

بخداوندي خود خدا قسم كه نمي تونم.

 

اين جملات رو هم نمي دونم چه جوري ...

 

اگه راجع به هر چيز ديگه ايي مي خواستم حرف بزنم

 

 الان 500 خط شده بود.واسه همين...

 

خدايا!

 

خودت مي دوني كه مي خواستم بهترازاين ازمحمدت بگويم.

 

اما زبان و دستها و وجودم  ياريم نكردند.

 

تقصير از آنهاست.

 

اما تو از من قبول كن و از سر قصور من بگذر...

 

 

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد    گناه بخت پريشان و دست كوتاه ماست

 

 

و در آخراينكه

 

 *اللّهم صلّي علي محمّد وال محمّد و عجّل فرجهم*

 

 

در پناه حق : پارساي دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي دوشنبه 29 تیر1388 در ساعت 3:10 قبل از ظهر

یا سریع الرضا

عیدتان مبارک!

عید هم بر شما و هم بر تمام اشیاء و موجودات و کائنات مبارک باد

التماس دعا

همیشه شا د و خوش باشین: پارسا...


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های عاشقی ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي دوشنبه 8 تیر1388 در ساعت 9:51 بعد از ظهر

* یا سریع الرضا *

 

بریدم

 

بالاخره بریدم...

 

از تموم چیزهایی که دوست نداشتم

 

دل بریدم!

 

گذشتم

 

بالا خره گذشتم...

 

از تموم چیزهایی که حقم نبود

 

گذشتم!

 

فرو بستم

 

بالاخره فرو بستم...

 

چشامو از تموم چیزایی که نباید میدیدم

 

فرو بستم!

 

رسیدم

 

بالاخره رسیدم...

 

به خونه ای که کلاغه سال هاست نرسیده...

 

من رسیدم!

  

یا علی : پارسای دلتنگ

.

.

.

.

 

فهمیدم

بالاخره فهمیدم...

دنیا نامردتر از اونیه که ...


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي سه شنبه 15 اردیبهشت1388 در ساعت 2:20 قبل از ظهر


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي دوشنبه 31 فروردین1388 در ساعت 2:37 قبل از ظهر

*يا سريع الرضا*

 

خدا كنه توي صفحه اي از تقويم سال  ۱۳۸۹ بنويسند:

 

جمعه

 تعطيل رسمي: سالروز ظهور آقا امام زمان (عج)

 

 الّلهم عجّل لوليّك الفرج 


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های انتظار ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي شنبه 8 فروردین1388 در ساعت 0:42 قبل از ظهر

یا سریع الرضا

            **تقديم به تموم نامردای دنيا!**

 

در مسلخی گرفتار شده ام

 

که گرفتاری در آن تلخ تر از مرگ

 

و رهایی ار آن شیرین تر از زندگی است!!

 

روزگاری که جلاد و قاضی هم خانه اند*

 

و بالاترین فریادت سکوت است

 

هیچ چیز چاره ی زنده ماندنت را نمی کند جز...

 

 تسلیم!

 

اما ...

 

اما ...

 

تسلیم نشو

 

که در "منی"

 

خداوند منتظر توست...

 

پس بشتاب به سوی مسلخ.

 

بشتاب تا پلیدی گناه هم دستی شان،

 

طوافی شود بر "جمرات" شان !

 

پارسای دلتنگ    

 

*    پ.ن: اینجا از کلمه ی "هم کیسه" هم می شه استفاده کرد!

 

عزیزانی که دوست دارین یه کوچولو از علتهای دلتنگیمو بدونین      

 

امیدوارم که از پست بالا درک کنین همه چیزو...    

 

یا حق!   


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي جمعه 23 اسفند1387 در ساعت 3:22 بعد از ظهر

 

 یا سریع الرضا

 

ادعونی فاستجب لکم

 

من به هيچ وجه خدا را لمس نكردم،

 

 ولي خدايي كه قابل لمس باشد كه ديگر خدا نيست.

 

 اگر هر دعايي را هم اجابت كند،

 

 همينطور.

 

 همان‌جا بود كه براي نخستين بار حدس زدم

 

 كه عظمت دعا بيش از هر چيز

 

 در اين امر نهفته است كه پاسخي به آن داده نمي‌شود

 

 و زشتي سوداگري را به اين مبادله راهي نيست.

 

 اين را هم دريافتم كه آموختن دعا،

 

آموختن سكوت است

 

 و عشق فقط از جايي شروع مي‌شود

 

 كه ديگر هيچ انتظاري براي گرفتن

 

 هيچ چيز وجود نداشته باشد.

 

«عشق» تمرين «نيايش» است و «نيايش» تمرين «سكوت».

 

آنتوان دوسنت اگزوپری

 

***********************

 

التماس دعا - که پارسا بیش از همیشه دلش گرفته...


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي شنبه 26 بهمن1387 در ساعت 2:19 قبل از ظهر

یا سریع الرضا

سلام!

بالاخره این غول بی شاخ و دم کارشناسی ارشد

 هم سایه ی سنگینش از سرم کم شد و بهم

 مهلت داد تا یه نفس راحتی بکشم بعد از سه ماه...

و اکنون خوشحالم که دوباره واسه یه مدت کوتاهی

 برگشتم اینجا و دارم دلتنگی هامو می نویسم...

شما می تونین توی نظرسنجی زمزمه های دلتنگی

شرکت کنین و برنده ی ۵۰۰ دستگاه! وبلاگ شوید

که از طرف بلاگفا به شما عزیزان تقدیم میشه!

سؤال:

اصلاً دلتون واسه من تنگ شده یا نه؟!

گزینه ی 1: آره خیلی

گزینه ی 2: یه کمی!

گزینه ی 3: دلتنگی خودت واسمون بسه!

شما می تونین گزینه ی مورد نظرتون رو به شماره ی

....0917 برای ما بفرستین! - توی بخش نظرات! -

**التماس دعا از همگی تون عزیزان**

یا علی:

پارسای دلتنگ

پارسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي شنبه 12 بهمن1387 در ساعت 6:36 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

فعلاْ تا اطلاع ثانوی بنده زیاد نمی تونم برم مرخصی!

ولی دورادور به یاد همه ی شما دوستان عزیزم هستم همیشه...

خوش باشین: جناب سروان پارسا

یا علی مدد!


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي شنبه 7 دی1387 در ساعت 4:42 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

  

قطاری که به مقصد خدا می رفت لختی در ایستگاه دنیا

 

توقف نمود و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت: " مقصد

 

ما خداست. کیست که با ما سفر کند؟ کیست که رنج و

 

عشق توامان بخواهد؟ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی

 

است تنها برای عبور و گذشتن!"

 

 

قرن ها گذشت اما از بی شمار آدمیان جز اندکی بر آن

 

 قطار سوار نشدند. از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود. هر

 

ایستگاه که قطار می ایستاد، کسی کم می شد. قطار می

 

 گذشت و سبک می شد؛ زیرا سبکی قانون راه خداست.

 

قطاری که به مقصد خدا می رفت، به ایستگاه بهشت

 

رسید. پیامبر گفت: "اینجا بهشت است. مسافران بهشتی

 

پیاده شوند. اما اینجا ایستگاه آخر نیست."

 

 

قطار ابدی 

 

مسافرانی که پیاده شدند، بهشتی شدند. اما اندکی باز هم

 

ماندند؛ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند. آنگاه خدا

 

رو به مسافرانش کرد و گفت: "درود بر شما... راز من

 

همین بود. آن که مرا می خواهد، در ایستگاه بهشت پیاده

 

نخواهد شد." و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید،

 

دیگر نه قطاری بود و نه مسافری ...

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

یا ایتها النفس المطمئنة*27

 

 

ارجعی الی ربک راضیة مرضیة*28

 

 

فادخلی فی عبادی*29

 

 

وادخلی جنتی*30

 

 

 

 قرآن کریم – سوره ی فجر

 

 

قربون حرم مظلومت برم ...


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های ملکوت ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي جمعه 15 آذر1387 در ساعت 10:39 قبل از ظهر

 یا سریع الرضا

این ریاضیات نامرد

وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود سنش ۳۰ برابر من بود!

وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من!

وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من!

وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر!

من وقتی من ۱۰ ساله كه شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر!

من وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من!

وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر!

.

.

.

.

.

می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم....

*******************************

خدایا!

خودت اجازه نده تموم امیدها و آرزوهایم نقش بر آب شن.

خدایا!

خودت از این تنهایی و افکار درمونده منو رهایی بخش!

خدایا!

خودت....

 یا علی : پارسای دلتنگ

- شب ها راحت بخوابین که آقا پلیسه بیداره... -


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي سه شنبه 7 آبان1387 در ساعت 2:11 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

 

< بعد از دو ماه ... >

 

 

 

 شاید بپرسید کیستم...

 

 

             در جواب شاید بگویم

 

 

    زخمی رفاقت،

 

 

                              در به در شهر دل،

 

 

                                       مست و خراباتی میخانه ی عشق

 

 

و هزار تعبیر که با جادوی قلم می توان نوشت

 

 

 

          " اما "

 

 

 

   با بغضی نهان در گلو و با لحنی لبریز از غم

 

 

                            به شما خواهم گفت...

 

 

                                           " محکوم به زندگی! "

 

 

 خدایا شکرت!

 

 

جناب سروان پارسا


   یا علی!


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي پنجشنبه 7 شهریور1387 در ساعت 8:22 بعد از ظهر

 یا سریع الرضا

سلام دوستان عزیزم!

اگه اومدین پیش من و من نیومدم سراغتون واسه اینه که ...

از شنبه ۰۹/۰۶/۸۷ خدمت سربازی ام شروع میشه

و اینجوری که جانشین فرماندهی پادگان می گفت

 دیگه کسی ما رو نمی بینه تا ۶۰ روز دیگه!!

خیلی دنبال اینترنت می گشتم که وبلاگم رو آپدیت کنم و اینا رو بگم.

که امروز قسمت شد و از مغازه ی داداشم اینا کانکت شدم و ...

به هر حال از همگی التماس دعا دارم مخصوصاً توی ماه رمضان.

و امسال که خواستین توی شبهای قدر، وبلاگ هاتون رو آپدیت کنین

یه یادی هم از پارسا کنین که خودش جای دیگست و دلش ...

جای دیگه!

از همین جا پیشاپیش فرارسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک می گم.

همچینین عید سعید فطر رو هم به همه تبریک می گم!! 

راستی توی شب های قدر هم از همگی تون التماس دعا دارم. 

یا مولا علی! 

شاید امسال دیگه نباشم که بخوام بخاطر مظلومیت و شهادت  

و   فزت ورب الکعبه  ات ماتم بگیرم و دلتنگ شم اندازه ی تموم مظلومیتت

 - و مسلماً هیچ چیز به اندازه ی مظلومیت تو در دنیا نیست - 

فقط جان زهرایت همین چند خط ناقابل رو از من قبول کن.

خودت مددم کن که شاید هم بودم روز شهادتت... 

مولا جان! 

توی تنهایی هام تا آخر عمر تنهام نذار! 

التماس دعا از شما دوستان عزیز:

 لیسانس وظیفه: پارسای دلتنگ!


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي یکشنبه 27 مرداد1387 در ساعت 5:55 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

پوستر زیبای امام زمان (عج)

اینم یه Wallpaper زیبا اهدایی از پارسا و زمزمه های دلتنگی

1736×size: 2424

 

 

 نمی دونم چیزی رو که من متوجه شدم شما هم شدین یا نه؟

 

 سال 64 نیمه ی شعبان با 15 اردیبهشت یکی بوده و همون شب

 

 ماه گرفتگی رخ داده!

 

 (اینو مامانم می گه که منو همون شب به دنیا آورده)

 

 و از زمانی که من یادم میاد سه یا چهار سال پیش هم دوباره

 

 نیمه ی شعبان خسوف شد

 

 و امسال هم ...

 

 دیدین که از ساعت '00:05 ماه شروع به قایم شدن کرد.

 

 هرچی فکر کردم یه علت بیشتر برام واضح نشد.

 

 شب تولد آقا امام زمان ، حتی ماه هم نمی تونه توی آسمون بمونه.

 

  چون زمین ، زحل نیست که بخواد چندتا ماه داشته باشه...

 

 چون آسمون دنیا یه ماه پر نورتر داره 

 

 که نه هیچ وقت می گیره و نه هیچ وقت ناپدید می شه

 

  و همیشه هم قرص کامل کامله!

 

 تنها شباهتی که فکر کنم با هم داشته باشن

 

  اینه که ما فقط اول بعضی ماه های مخصوص

 

 دنبال رویت ماه می گردیم چون بهش نیاز داریم!

 

 متاسفانه در مورد آقا امام زمان هم بعضی وقتا همین جوری میشیم...

 

 اگه روزی برسه که همه ی افراد دنیا همزمان انتظار ظهور رو بکشن

 

 مطمئن باشین که ترنّم زیبای "انا المهدی"

 

  رو از کنار کعبه خواهیم شنید...

 

 ( راستی نماز آیات تون رو خوندیدن؟ )

 

 روزها  روهمین جوری می گذرونم و می گذرونم و می گذرونم

 

 تا نیمه ی شعبان از راه برسه و من اندازه ی تموم عالم خوشحال باشم.

 

  و یادم بمونه که هست کسی که همه ی دنیا بهش نیاز داره...

 

 کسی که نام عدالت بی اسم او، هیچ معنایی نداره...

 

 کسی که آخرینِ حجت خدا روی زمینه و به خدا که زندگی بی وجودش

 

 هیچ ارزشی نداره...

 

 اگر همه ی عالم به خیلی چیزها می نازن که شاید هیچ ارزشی نداره

 

 اما ما به کسی می نازیم که تموم عالم انتظار اومدنش رو می کشه.

 

 و این نشان از برتری اسلام و شیعه بر همه ی ادیان دنیا داره.

 

 از همه ی این ها که بگذریم سخن دوست از همه خوشتره!

 

 بقیة الله خیرٌ لَکُم اِن کُنتُم مُؤمِنینَ – سوره هود آیه 87-

 

بقیه الله

 

 

 

 مهدی جان!

 

 سال هاست که نه فقط من که خیلی ها منتظر شنیدن کلام زیبای

 

 "انا المهدی" تو از کنار خانه ی امن الهی هستن.

 

 کسانی که الان زیر خروار ها خاک خوابیدن و دستشون

 

  ازهمه عالم کوتاهه. فقط خدا کنه که این سعادت نصیب ما بشه که تا

 

 زنده ایم ظهورت رو ببینیم.

 

 ظهوری که یه عمر– هرچند دست و پا شکسته – انتظارش رو کشیدیم.

 

 اکنون نیز از همین جا عاشقانه ترین ترنم ام را تقدیم تو می کنم که:

 

 میلاد پاکت مبارک!

 

امام زمان (عج)

 

 

 دوستان عزیزم!

 

 عید شما هم مبارک! لطفا اگه تا اینجاش رو خوندین

 

  برای ظهور آقا امام زمان، با من زمزمه کنین که:

 

 اللهم عجل لولیک الفرج!

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 در پناه حق: پارسا

 


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های انتظار ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي جمعه 18 مرداد1387 در ساعت 4:9 قبل از ظهر

یا سریع الرضا

 

اعیاد شعبانیه بر همه مبارک

یا سید الساجدین و داوود آل محمّد:

 

*میلاد سراسر نورت مبارک*

 

امام سجاد 

 

دوستان عزیزم!

 

عید شما هم مبارک. به خدا خیلی سعادته ها.

 

سه تا عید رو پشت سر هم ببینی ...

 

اینم عیدی من هم به مناسبت میلاد امام سجّاد

 

و هم به مناسبت اینکه روز عید،

 

 روز پنج شنبه هم هست

 

و زبور آل محمّد هم که الهی شکر همه جا پیدا میشه...

 

 

دعای روز پنجشنبه 

 

دعای روز پنج شنبه

 

 

ستایش مخصوص خداست که شب تار را به قدرت کامله

 

از جهان ببرد و روز روشن را از لطف و رحمت به جای آن

 

بیاورد و روشنی روز پس از شب تار مرا فرا گرفت

 

 در حالی که متنعم به به نعمت اویم.

 

ای خدا چنانکه مرا برای این روز باقی داشتی

 

برای روزهای بسیار مثل این روزها هم باقی بدار

 

 و درود بر پیامبرو آل او فرست

 

و مرا در این روز و شبان و روزهای دیگر

 

 مبتلا نگردان به غم و درد و اندوه

 

به سبب ارتکاب افعال حرام و کسب گناهان

 

و هر خیزی که بر این روز و در این روز و بعد از این روز

 

مقرر کرده ای مرا نصیب گردان

 

 و هر شرّی بر این روز و در این روز و بعد از این روز است

 

 از من رفع فرما.

 

خدایا من به عهد و رشته ی اسلام به درگاه تو متوسلم

 

و به حرمت و عظمت قرآن بر درگاه تو متکی هستم

 

 و به مقام حضرت محمّد صلی الله علیه و آله

 

 نزد تو شفاعت میطلبم.

 

پس بار خدایا!

 

 کاری که به بر آمدن حاجتم امیدوار کند

 

مرا بیاموز ای مهربان ترین مهربانان عالم.

 

 بار خدایا!

 

 در این روز  پنج شنبه پنج چیز بر من مقدر فرما

 

 که جز کرم تو گنجایش آن را ندارد

 

 و جز نعمت های بی پایان تو طاقت آن نیارد.

 

 نخست آنکه سلامتی بخش که بر طاعتت توانا باشم.

 

 دوم به عبادتی موفقم کن که به آن مستحق ثواب عظیم تو شوم.

 

سوم حالیا رزق وسیع از طریق حلال نصیبم فرما.

 

چهارم مرا در مواضع بیمناک به امان خود ایمن گردان.

 

و آخر اینکه مرا از حوادث پر غم و اندوه عالم در پناه خود آور.

 

 و درود بر محمّد و آل محمّد فرست

 

و توسل مرا به آن بزرگوار شفیع من قرار ده

 

و سودمند برای سفر آخرتم گردان

 

 زیرا تنها تویی که مهربانترین مهربانان عالمی.

 

 صحیفه ی سجادیه - دعای روز پنج شنبه

 

امام علی ابن الحسین حضرت زین العابدین

 

 پارسای دلتنگ

 

 

اهدایی از زمزمه های دلتنگی : پارسا

 

 

Copyright © zemzemeh.blogfa.com. All Right Reserved!


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های عاشقی ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي پنجشنبه 17 مرداد1387 در ساعت 0:1 قبل از ظهر

یا سریع الرضا

یا قمر بنی هاشم!

حودت می دونی که حالم خوب نبود

واسه اینکه توی تولد تو هم شادی کنم

- مثل دیروز -

اما حالا با سری افکنده و رویی شرمنده واسه سه چیز

دوباره رو آوردم به آستان مقدست:

۱- هم شما و هم حضرت زینب (س) از خدا بخواین

که اذن ظهور آقا امام زمان (عج) رو بده ...

۲- و هم اینکه بهت بگم که ...

ولادت پر از خیر و برکت ات مبارک!

۳- و در آخر اینکه اون چیزایی رو که توی دلمه، همه شو برام

برآورده کنی و تو هم بطلبی ما رو واسه زیارت حرم مطهرت ...

یا اباالفضل

سایز عکس خیلی بزرگه ها! اهدایی از زمزمه های دلتنگی

دوستان عزیزم!

میلاد آقا عباس علمدار رو به همه تون تبریک می گم.

پارسای دلتنگ


   یا کاشف الکرب عن وجه الحسین،

 اکشف کربی بحق اخیک الحسین! *پارسا*


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های شریعت ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي سه شنبه 15 مرداد1387 در ساعت 3:4 قبل از ظهر

 یا سریع الرضا

 

امام حسین 

سایز عکس بزرگه

 

 امام حسین!

 

 خوشا به حال آنان که اکنون در کنار ضریح ات،

 

 میلاد تو را جشن گرفتهاند  و مثل من،

 

افسوسی برای تمام شدن امروزشان که میلاد توست، ندارند.

 

 چون که فردا عصر نیز بینالحرمین را طی خواهند نمود

 

-همچون پرندگانی سبکبال-

 

 تا به حرم پاک و مطهر علمدار سپاهت،

 

 آقا عباس علمدار برسند و فردا نیز کنار  ضریح آقا،

 

 میلادی دوباره را جشن بگیرند.

 

 

امام حسین!

 

 خودت راه فرجی برایم بساز تا اینجوری

 

حسرت آدم های خوشبختی که اکنون کنار ضریح و بدن مطهرت

 

 اعتکاف کرده اند رو نخورم...

 

امام حسین!

 

 تو را به علمدار دلیر سپاهت–آقا اباالفضل العباس-

 

قسم ات می دم که تا سال پایان نیافته

 

 منو – و همه ی مشتاقان رو- هم بطلبی به دامان پاک کربلایت ...

 

 نذار که آرزوی دیدن تو و عزیزانت رو به خاک سرد....

 

امام زمان 

 

  امام زمان!

 

 جوان هامون در آرزوی دیدن تو و ظهورت پیر شدند و

 

 پیرهامون، تن به خاک های فراموشی سپردن

 

 و تو و جمال زیبات رو ندیدن.

 

 نذار آرزوی دیدن تو و زیارت تموم امام ها به دلمون بمونه.

 

می دونم که تو صدامو می شنوی و نوشته هامو می خونی.

 

پس تو رو به همین روز عزیز که واسه ی همه مون عیده

 

 قسم ات می دم که این آرزو رو واسه ی همه ی آرزو مند ها

 

- و از جمله خودم - برآورده کنی...

 

 

  امام زمان!

 

 همین امروز حاجت دلم رو بده و

 

 بذار تا فردا که میلاد عموی عزیزت حضرت عباسه،

 

 یه چیز بزرگ تر ازت بخوام...

 

 پس امروز رو چشم انتظارم نذار...

 

السلام علیک یا اباعبدالله 

 

اما امام حسین!

 

یه چیزی رو یادم رفت که مخصوص خود خودت بگم:

 

میلاد پاکت مبارک!

 

 

حسین ابن علی

 

(تا حالا فکرش رو کردین؟

 

پدر  : حضرت علی (ع)

 

مادر: حضرت فاطمه زهرا (س)

 

جد :  حضرت محمد (ص)

 

از این نسل بزرگ ،

 

 فکر کردین باید کس دیگه ای پا به دنیا می گذاشت؟؟

 

کسی که بعد از قرن ها هنوز دنیا از شنیدن نامش

 

 لذت می برد و هنوز بعد از هزاران سال،

 

 دل از شنیدن مصائبش به لرزه می افتد...)

 

 

عیدتان مبارک! 

 

دوستان عزیزم!

 

ولادت سرور جوانان اهل بهشت رو به همه تون تبریک می گم.

 

عید همه تان مبارک!

 

ان شاء الله که همیشه ی روزهاتون عید باشه...

 

 

پارسای دلتنگ  

خوش باشین : پارسا

 


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های شریعت ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي جمعه 11 مرداد1387 در ساعت 7:10 قبل از ظهر

*  یا سریع الرضا *

حسین رضا زاده

 بدون شرح!

 پارسای دلتنگ 

*  یه سر به لینکدونی هم بزنین. دو سه تا لینک جدید گذاشتما *

 یا حق!


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي چهارشنبه 9 مرداد1387 در ساعت 5:28 قبل از ظهر

** بسم الله الرّحمن الرّحیم **

سال هاست که تمام درختان و موجودات و حتی سنگ ریزه ها

در حال زمزمه کردن ترنمی جاودانه هستند.

 زمزمه ای که می دانند که تا سال ها در گوش جهانیان

 هر صبح و شام طنین انداز خواهد شد.

اما کم کم انتظار ها دارد طولانی می شود و

هیچ خبری از فرشته ی وحی نیست.

******      *****      ******

غار حرا

همه ی اعراب می دانند که امروز ۲۷ رجب است.

روزی همانند روزهای دیگر...

اما امروز برای محمّد روزی فراموش نشدنی است.

او دوباره امروز تک و تنها و بی علی (ع)

به غار حرا رفته است برای عبادت و

 در حال عبادت است که به ناگاه...

 زیباترین لحظه ی آفرینش اتفاق می افتد:

اقراء ...

اقراء ......

اقراء بسم ربک الذی خلق.

آری محمّد! تو فرستاده ی ما شدی!

و امروز همان روزی است که که -حتی خود من نیز-

سال ها انتظارش را می کشیدم...

باور کن محمّد! تو عزیز ترین موجودِ کائنات شده ای.

انقدر عزیز که بخواهم به جان عزیزت سوگند یاد کنم!

اکنون به سمت خانه برو و پیام رسالتت را

به گوش خدیجه ی کبری برسان.

عید مبعث

******      *****      ******

اکنون لحظات انتظار همه به سر آمده.

درخت و گیاه و جاندار و بی جان همه یک سخن بر زبان دارند:

 

اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله

 

آری!

امروز علاوه بر بزرگ ترین عید عالم بشریت،

ختم رسالت های پیامبران نیز فرا رسید و

آخرین فرستاده ی خدا

-که وعده ی آمدنش نیز بارها داده شده بود-

به نبوت برگزیده شد تا لحظه شماری برای برقراری

امنیت و عدالت در جهان آغاز شود....

من ناچیز نیز از همین جا

با تمام ذرات هستی همفریاد می شوم که :

 

اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله

 

عید مبعث مبارک باد!

******      *****      ******

خدایا!

از اینکه امسال هم باز فرصتی دوباره بهم دادی

که بتونم روز ۲۷ رجب، روز مبعث حضرت محمّد (ص)

شادی تمام هستی رو ببینم و دلتنگی هامو فراموش کنم

- حتی شده واسه ی یه روز-

و به خودم افتخار کنم که عزیزترین فرد عالم بشریت،

آورنده ی دین عزیز منه

و اینجا، توی زمزمه های دلتنگی ام

بعثتش رو جشن بگیرم ، از تو سپاسگزارم.

شاید تا سال دیگه نه فرصتی بود و نه بلاگفایی و نه ...

پارسایی!!

عید مبعث بر همه ی شما عزیزان مبارک!

پارسای دلتنگ

 در پناه حق: پارسا - می دونین که من این روزای عید دلتنگ نیستم -


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های عاشقی ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي جمعه 4 مرداد1387 در ساعت 7:17 قبل از ظهر

 

 یا سریع الرضا

کاش مرده بودم و دیشب، اشکای دل تنگت رو نمی دیدم

کاش روزگار هیچ وقت اینجوری بینمون فاصله نمی انداخت

که تو در دوری از ما و دور از ما اشک بریزی

 و ما در دوری از تو و دور از تو!

کاش هیچ وقت انقدر از من دور نبودی که بخوام

یه عمر بخاطر نبودنت اشک بریزم و

 تک تک ثانیه هامو قتل عام کنم 

واسه دوباره دیدنت، دوباره شنیدنت!

دلم بخواد هوس خنده هاتو بکنه.

شب نشینی های همیشگیمون.

خنده های دزدکی مون.

خراب کاری های همیشگی مون-که همیشه هم با هم بود-

و انقدر رل هامون همیشه

Professional بود که کسی نخواد چیزی بفهمه

که چه اتفاق عجیب و خطرناکی افتاده!

افسوس که باز هم تو نیستی و

فقط خاطراتت اینجا با منه.

توی اتاقی که هیچ وقت تو داخلش نبودی.

هیچ وقت نشد که این اتاق مال تو باشه و من.

همیشه فقط اسم من روی این اتاق بود و بس.

با یاد تو و دیدن توئه که دلمو هنوز زنده نگه داشتم،

که شاید یه روزی دوباره واسه همیشه پیشم باشی.

که دیگه نه کار،نه این خدمت نامقدس و لعنتی سربازی

و نه هزار تا .... دیگه باعث جدایی مون نشه.

همیشه می ترسم که دنیا انقدر کوتاه باشه که

دیگه نشه واسه هیچ وقت ...

کسی که همیشه دوستت داشته و داره و خواهد داشت:

 داداش کوچیکت( کاکو )

 پارسای دلتنگ

** عزیز همه ی زندگیمی به خدا **


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي سه شنبه 1 مرداد1387 در ساعت 5:15 قبل از ظهر

...

نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي چهارشنبه 26 تیر1387 در ساعت 5:50 بعد از ظهر

 یا سریع الرضا

امام علی (ع)

 خدایا!

 آخه مگه میشه؟

 مگه میشه دلتنگ بود؟

 سال 365 روزه و فقط 2 روزشه که منو خیلی خوشحال می کنه.

 2روزی که دیگه حس نمی کنم دلتنگم.

 واسه اینکه نمیشه دلتنگ بود.

 واسه اینکه همه جا - زمین و آسمان ها -

 جشن و سروره و منم از این مسئله مستثنا نیستم.

 خدایا!

 یک دنیا ممنون ازت که لااقل توی تقویم زندگیم

 13 رجب و ۱۸ ذیحجه رو انقدر قشنگ HighLight کردی

 که همیشه توی ذهنم موندگاره....

 پس منم از همینجا بر خلاف زمزمه های همیشگی ام

 فریاد می زنم که :

میلاد آقا امیر المؤمنین علی علیه السلام بر همه مبارک!

 

امام علی (ع)

*این عکس رو می دونم که همتون یا دیدین یا توی خونه هاتون هست!*

 خوش به حال تموم اون کسایی که الان

 در نجف اشرف هستن و کنار حرم پاک و مطهر آقا.

 ما که جسممون نمی تونه بره اما هر روز دلمون رو

 روانه ی حرم می کنیم تا شاید

 یه گوشه ی چشمی هم به ما بکنه آقا و ...

 خدایا!

 ممنون که یک سال دیگه بهم فرصت دادی تا

 بتونم این روز قشنگ رو دوباره ببینم...

 این نعمت برایم باشد تا سال دیگه ان شاء الله

*************************

روز پدر مبارک!

 روز پدر رو به تمام پدرهای خوب دنیا

 و روز مرد رو هم به تمام مردهای دنیا تبریک می گم و

 به تموم نامردهای دنیا تسلیت!!

روز پدر مبارک!

*************************

 راستی کتاب-موبایل " آفتاب در محراب " رو هم که

 دوست عزیزم  مصطفی قادری

 واسه موبایل تهیه کرده و راجع به زندگانی

 حضرت علی علیه السلام است

 رو هم می ذارم واسه دانلود. امیدوارم که

خوشتون بیاد.

دانلود کتاب " آفتاب در محراب " واسه تلفن های همراه.

افتاب در محراب

*************************

 التماس دعا و

در پناه حق: پارسا

پارسا 


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي شنبه 22 تیر1387 در ساعت 7:7 بعد از ظهر

 بسم الله الرّحمن الرّحیم

آرام بخش دلها

 الذین آمنو و تطمئنّ قلوبهم بذکر الله

 الا بذکر الله تطمئنّ القلوب!

 - سوره ي رعد آيه ي ۲۸ -

  آنها که به خدا ایمان آورده و دلهاشان به یاد

  خدا آرام می گیرد

 آگاه باشید که تنها یاد خدا آرام بخش دلهاست!

راست گفت خداوند والا و  بلند مرتبه

الا بذكر الله تطمئن القلوب

 التماس دعا: پارسای دلتنگ

پارساي دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های ملکوت ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي پنجشنبه 20 تیر1387 در ساعت 2:51 قبل از ظهر

 يا سريع الرضا

 

 مثل

 

 ماهي هاي توي حوض

 

 از زير دستم ليز مي خورند

 

 و فرار مي كنند

 

 اين روزهاي هفته ...

 

 ماهي هاي بي آب ...

 

 روزهايي كه داره بيهوده رو به تباهي مي ره و

 

 كاري هم  از دستم بر نمياد.

 

 خدايا!

 

 هنوز به اون چيزايي كه مي خواستم نرسيدم و

 

 مي ترسم  كه شايد اين بار هم خيلي زود ... دير بشه!! 

 

 پارساي دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي سه شنبه 18 تیر1387 در ساعت 4:33 قبل از ظهر

 يا سريع الرضا

 

 اين طرف ها

 

 آسمان از دل من تيره تر است

 

 و نگاهم بر تو

 

 ديرگاهي است كه شرجي مانده

 

 من پر از افسوسم

 

 عادتم گشته هر از گاهي

 

 محكوم شوم؛

 

 به گناهي نچشيده

 

 سرد و مغموم شوم

 

 تو نمي داني

 

 كه در اين تيرگي جانفرسا

 

 من به يك روزنه محتاج ...

 

 نه چراغي، نه كسي

 

 نه فروغي، نفسي

 

  منم و خاطره هايي كه فقط

 

 گاه گاهي به تپش مي افتند...

 

من و خاطره ها ( تقديم به تو كه مثل من دلتنگي ) 

 

پارسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي یکشنبه 9 تیر1387 در ساعت 6:42 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

روزهایی که فرصتی نیست برای زنده ماندن

شب هایی که سکوتی نیست برای فریاد زدن

من چرا بیخود از عشق بگویم؟

دلتنگی هایم را  برای چه کسی زمزمه کنم تا ...

از دهان این "اژدهای ترسناك تنهایی"

به در آیم؟

افسوس...

افسوس که تو نیز نمی فهمی!

اژدهاي ترسناك تنهايي

پ.ن:

دیگه "تنهایی" اون فرشته ی مهربونی نیست

که شب و روزها

بخوام انتظار حضورش رو داشته باشم...

* پارساي دلتنگ *

پارساي دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي سه شنبه 4 تیر1387 در ساعت 4:40 قبل از ظهر

 

 یا سریع الرضا

ميلاد پاكت مبارك يا فاطمه الزهرا

پيامبر اکرم-صلي الله عليه و آله- فرمود:

 خداوند نور حضرت فاطمه-سلام الله عليها- را

پيش از آفرينش زمين و آسمان‌ها آفريد.

عرض شد: يا رسول‌الله!

 مگر حضرت فاطمه-سلام الله عليها-

از جنس آدميان نيست؟

 فرمود: او حور است در قالب آدميان.

خداوند نور وي را در صُلب آدم به وديعه گذاشت

و از صلب من بيرون آورد،

هر گاه شوق بهشت مي‌کنم، فاطمه را مي‌بوسم.

****************************************************

ابن‌عباس در خبر مفصلي از پيغمبر-صلي الله عليه و آله-

نقل کرده که در ساق عرش نوري ديدم که فروزنده بود

مانند حوريان بهشتي.پرسيدم کيست؟

گفتند: اين دختر،«انسيه حوراء» است

و او از ميوه‌هاي بهشتي تکوّن يافته است.

حوريه‌اي است به صورت انسيه

و انسيه‌اي است به معني حوريه

و چون درِ بهشت را گشودند،

بوي حضرت فاطمه-عليهاالسلام-را استشمام کردم.

****************************************************

مراد از حوريه اين است که مانند انسان و انسيه،
 
به کدورات عالم طبع، آلوده نشده
 
و چون ملکه نوري است که
 
به همه صور مي‌توان متشکل گردد.
 
****************************************************
 
اصل حورالعين، از طبيعت ملک و نورانيت است

و حضرت فاطمه-سلام الله عليها-،

انسيه‌اي است که به نورانيت و روحانيت فرشتگان است.

چون بشريت، مستلزم کثرت کثافات عنصري مادي است؛

حضرت فاطمه انسيه حوراء از کدورت طبيعت بشري

دور و منزه است و او موجوديت بين فرشتگان و بشر است.

****************************************************

بدين جهت حضرت زهرا-سلام الله عليها-را
 
«انسيه حوراء» گفتند که روح افزا و روح بخش و روح انگيز بود
 
و در طينت سنخيتي او، کدورات و پليدي وجود نداشته است.
 
****************************************************
 
انسيه حوراء
پ.ن:

**«انسيه حوراء»؛ يک فرشته‌اي به صورت

 ترکيب عنصري بشري است که در لطافت و ملاحت، 

حوراء و در صورت، بشري است

 که آلوده به پليدي‌هاي مادي نشده است.**

راستی منابع مطالب بالا رو یادم رفته.

آخه مطلب بالا مربوط به یک سال یا دو سال پیشه.

به بزرگی و خوبی خودتون ببخشین - پارسا -

****************************************************

از تموم اینها هم که بگذریم ...

می رسیم به خود تولد حضرت فاطمه زهرا- سلام الله علیها-

دیگه بیشتر از این چیزی نمی گم جز اینکه:

 پاره ی تن رسول الله!    میلاد پاکت مبارک!

****************************************************

و بعد از تموم اینها هم ...

 روز زن، روز مادر، روز همه ی اجناس مونث و ...

 روز همه ی خوبی ها:   مبارک باد!

مادر عزيزم! روزت مبارك!

****************************************************

 در پناه حق : پارساي دلتنگ

پارساي دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های عاشقی ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي سه شنبه 28 خرداد1387 در ساعت 6:2 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

استقلال- قهرمان جام حذفی

با سلام!

فقط اومدم قهرمانی استقلال رو تبریک بگم و برم!

قهرمانی ای که با خداحافظی یار همیشه آبیٍ

 آبی های پایتخت -علیرضا منصوریان- همراه بود.

به امید خدا امسال دیگه ژنرال لیست ها رو

 با پاکت نامه و تمبر های ۶۰ تومانی نفرسته AFC !

به هر حال...

 توی این وانفسای گرونی و

قطع یارانه های بنزین و برنج و پودر ماشین لباس شویی!

و سهمیه بندی آب و برق و گاز و تلفن!! و ...

این قهرمانی کمی از دردهای دلمون کاست

به امید قهرمانی استقلال توی آسیا

- فکر کنم توی آسیا واسه ی قهرمانی و فراموش کردن دردها

 دیگه نون شب هم نباید داشته باشیم!! -

عشق است استقلال

در پناه حق:

پارسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي شنبه 18 خرداد1387 در ساعت 4:51 بعد از ظهر

 یا سریع الرضا

 

یا فاطمه زهرا ( س )

 

از مسجد بر می گشت که خبر آوردند همسرت را دریاب.

 

 سراسیمه که دوید تمام قد افتاد روی زمین.

 

 بلند شد، دوباره دوید.

 

 از مسجد تا خانه راهی نبود.

 

می افتاد ولی دوباره بلند می شد.

 

در خانه باز بود.

 

خودش را رساند بالای سر فاطمه (س).

 

 سر زهرایش را گذاشت روی زانو و گفت : ((زهرا جان ! ))

 

فاطمه ولی هیچ نگفت.

 

 برای بار دوم  گفت : (( دختر پیامبر!)) جوابی اما نشنید.

 

برای سومین بار صدا زد :

 

 ((دختر کسی که به فقرا کمک می کرد!))این بارهم جواب نداد.

 

 دختر کسی که با ملائکه نماز می خواند!

 

این دفعه که جوابی نشنید گفت :

 

 (( فاطمه با من حرف بزن. منم پسر عمویت.))

 

فاطمه آرام چشم هایش را باز کرد و اشک ریخت. علی هم.

 

*************************************

 

 

مدام به بچه ها سفارش می کرد

 

 که صدای گریه شان بلند نشود،

 

 خودش اما زود یادش رفت.

 

موقع غسل دادن زهرا ،

 

 سرش را گذاشت به دیوار و بلند بلند گریه کرد.

 

*************************************

 

 

بدن همسرش را که داخل کفن گذاشت ،

 

و بند های کفن را که خواست گره بزند،

 

بچه را یکی یکی صدا زد :

 

- ام کلثوم ، زینب ، سکینه ، حسن ، حسین ... .

 

 بیایید با مادرتان خداحافظی کنید.

 

حسن و حسین که آمدند

 

 خودشان را انداختند کنار بدن مادر.

 

 او فقط نگاه می کرد.

 

 صدای گریه ی بچه ها که بلند شد

 

 انگار دست های همسرش را هم دید

 

 که از کفن بیرون آمدند،

 

 پسرانش را چسباند به سینه ... .

 

- یا ابا الحسن!

 

 حسن و حسین را از روی سینه ی فاطمه بردار ،

 

 به خدا قسم! ملائکه ی آسمان ها را به گریه انداختند.

 

صدا از آسمان بود.

 

*************************************

 

 

خاک ها را ریخت. قبر را صاف کرد. صاف صاف.

 

مثل آن ، چند قبر دیگر هم ساخت.

 

کسی نباید می فهمید قبر فاطمه کجاست.

 

 هر روز سر یک قبر می رفت و فاتحه می خواند.

 

 دلش را اما سر یکی از از آنها گذاشته بود.

 

 وقتی احساس کرد که ممکن است

 

تعرضی به قبرها صورت گیرد،

 

عبای زردش را پوشید با  ذوالفقارش نشست کنار بقیع.

 

 نماز خواندن بر جنازه ی دختر رسول خاتم

 

 را بهانه کرده بودند.

 

گفت : (( فاطمه اگر می خواست شما

 

بر جنازه اش نماز بخوانید

 

که وصیت نمی کرد شبانه دفنش کنم.))

 

*************************************

 

 

هرچند دیر اما وفات خانم فاطمه ی زهرا سلام الله علیها

 

را به همه تسلیت عرض می کنم...

 

 

در پناه حق : پارسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های شریعت ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي سه شنبه 7 خرداد1387 در ساعت 5:19 بعد از ظهر

یا سریع الرضا

 

روز هاي بهانه و تشويش

 

روز هاي ترانه و اندوه

 

روزگار بلند و بي فرجام

 

از فغان نگفته ها انبوه

 

 

 

روزهاي سكوت و تنهايي

 

پي هم انس خويشتن گشتن

 

سا لخوردن به كوچه هاي غريب

 

تيغ افسوس بر پر آوردن

 

 

 

من از اين خسته ام كه مي بينم

 

تيرگي هست و شب چراغي نيست

 

پشت ديوار هاي تو در تو

 

هيچ سبزينه اي ز باغي نيست ...

 

 

 

روز هاي دروغ و صد رنگي

 

پوچ و خالي ز دل سپردن ها

 

روزگار پليد و دژخيمي

 

بر سر دار ياد بردن ها

 

 

 

روزگار هلاك بلبل ها

 

جغد ها را به شاخه ها ديدن

 

روگاري كه نيست ديگر هيچ

 

در كت مردها پلنگيدن ...

 

 

 

من از اين خسته ام كه مي بينم

 

تيرگي هست و شب چراغي نيست

 

پشت ديوار هاي تو در تو

 

هيچ سبزينه اي ز باغي نيست ...

 

 

 

**فرامرز اصلانی**

 

 

پارسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي جمعه 27 اردیبهشت1387 در ساعت 5:16 قبل از ظهر

 یا سریع الرضا

                    ** اهدایی از زمزمه های دلتنگی**

اردیبهشت-برج ثور 

 اردیبهشت : برج ثور

 

1.    خصوصیات :

مستقل ، ثابت قدم با رفتاری آرام

2.    نشان :

گاو

3.    سیاره :

زهره

4.    عنصر :

خاک

5.    ماهیت :

ثابت

6.    عدد :

6

7.    سنگ موافق :

الماس ، مروارید ، یاقوت کبود

8.    سنگ مخالف :

 زبرجد ، الماس زرد

9.    فلز موافق :

مس ، نقره و برنج

10.    رنگ های موافق :

 آبی ، سبز ، زرد و صورتی

11.   روز :

جمعه

12.   گل :

سنبل ، گل های سفید و گل بهار

13.   ذائقه :

شیرین

14.   عمل برای صحت و سلامت :

               سیر و سفر و تفریحات سالم ،
           معاشرت و صحبت با دوستان و اقوام ،
           گوش دادن به نغمات موسیقی دلخواه

15.   خوراک :

 پرهیز از غذاهای پر چرب ،

 آب لیمو ترش و لیموی تازه استفاده شود.

 

خوش باشین : پارسای دلتنگ

 

*********************************

پ.ن:واسهCopy  وPaste  کردن،اگه دوست داشتین

نامی هم از زمزمه های دلتنگی ببرین. ثواب داره!!

*********************************

*copyright © zemzemeh All right reserved*


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های عاشقی ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي شنبه 21 اردیبهشت1387 در ساعت 3:51 قبل از ظهر

*یا سریع الرضا*

تولدت مبارک! 

 فقط اومدم اینجا که بهت بگم که ... 

تولدت مبارک عزیزم!

 نوش جونت!

اینم از من یادگاری داشته باش همیشه :

 

روزگاریست که من طالب دیدار توام

یاد من باش که در این شهر گرفتار توام

گفته بودی که طبیب دل بیمارانی

پس طبیب دل من باش که بیمار توام...

 

 تولدت مبارک!

 ***********************************

عزیزم از دست من ناراحت نباش...

 فقط سوء تفاهماتی پیش اومد که تو صبر نکردی که

 حرفای منو بشنوی و درست فکر کنی.

 از همین جا هم ازت عذر خواهی می کنم-هر چند بی گناه-

 و ازت می خوام که توی روز تولدت

  منو ببخشی-هر چند بی گناه- باشه ؟

 حالا بیا دوباره آشتی.

جون عزیز خودت نگو نه بهم.

 نگاه کن اینجا توی زمزمه های دلتنگی ام

  واسه ات تولد گرفتم

 که بدونی هنوز واسه ام عزیزی و

 تموم افکارت یه اشتباه محض بوده و

 بعدشم اینکه دیگه باهام قهر نباشی...

 

به یاد خواهی آورد 

*سایز عکس بزرگه. حتما اول save کنین تا کامل و بزرگ نوشته هاش رو ببینین*

*************************************

راستی:

روز پرستار مبارک!

از همین جا روز پرستار و میلاد پاک حضرت زینب(ع)

 رو هم تبریک میگم به تموم فرشته های سپید پوش کل دنیا ...

کاش می شد یه پرستار ابدی و عزیز

 واسه تموم دلهای شکسته و تنها پیدا کرد...

 واسه ی یک عمر

 واسه ی همه ی عمر!

پرستار! شمعی که می سوزد

****************************************

 خوش باشی عزیزم : 

پارسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي یکشنبه 15 اردیبهشت1387 در ساعت 2:20 قبل از ظهر

یا سریع الرضا

تقدیم با عشق

دوباره یک سال دیگه گذشت و

 ۲۳ سال رو گذاشتم پشت سر و

رسیدم به جایی که انگار

به هیچ جایی نرسیدم بعد از یک سال ...

این همه مدته دارم اینجا واسه تولدم

 مطلب می نویسم و هر بار هم

درست روز تولدم

همه از دور و برم می ذارن و می رن!

هر سال ۱۵ اردیبهشت که میاد

 به جای خوشحالی ، دلم بیشتر می گیره...

امسال جای خیلی ها پیشم خالیه.

کسی که سر ساعت صفر عاشقی ( '۰۰:۰۰ )

واسم SMS تولدت مبارک می فرستاد و

اون یکی از ساعت '23:59 بهم زنگ می زد

تا توی اولین ثانیه ی روز تولدم اولین کسی باشه

که بهم تولدت مبارک می گه.

تولدت مبارک

************************************************

-یه خبر خوب! همین الان یکی از دوستای عزیزم

( حسین ) بهم زنگ زد و تولدم رو ...

تبریک گفت

************************************************

************************************************

بگذریم. امروز روز تولدمه.

یه کم شاد باشیم ...

فعلاً تا یه کم از این کیک بخورین

من حالم یه کم میاد سر جاش...

نوش جون

************************************************

یادش بخیر!

پارسال این موقعه ها داداشم

یه گوشی و سیم کارت صفر بهم هدیه داد...

هدیه ی عزیز و با ارزشی که فکر نکنم دیگه

کسی همچنین هدیه ای بهم بده ...

امسال هم که چشمم آب نمی خوره که ...

بذار لا اقل اینجا واسه خودم جشن بگیرم

یه جشن مجازی. یه جشن تک نفره.

- و شاید با توی عزیزی که الان اینجایی -

یک دنیا ممنون از هر کسی که الان اینجاست

کسایی که لااقل اینجا تنهام نذاشتن ...

************************************************

24 ساله دارم میشم!

وای خدا سال دیگه ۲۴ سالم تمومه و اینجا

باید عکس ۲۵ سالگیمو بذارم!

23 رو گذاشتیم توی جیب و رسیدیم به 24

************************************************

هر چی فکر می کنم چی از خدا بخوام که

کادو بهم بده فقط اینا میاد تو ذهنم:

 ظهور آقا امام زمان ( عج )

یه سفر زیارتی دیگه - این بار کربلا و نجف -

 و آخرش هم قبولی توی کارشناسی ارشد

اینم بگم که خدا خیلی دوستم داشت

 که به عنوان عیدی

- و شایدم کادوی تولد -

 زیارت آقا امام رضا ( ع ) رو

در عید نوروز و میلاد پیامبر (ص)

 نصیبم کرد تا بعد از ۲۰ سال

 سعادت نصیبم شه و برم پابوس آقا امام رضا(ع).

حرم مطهر آقا امام رضا

************************************************

خدایا!

از الان تا ۱۵ اردیبهشت سال دیگه یک سال

وقت دارم که به بندگی و خوشی و مستی با تو

بگذرونم. پس خودت شر شیطان رجیم رو

از وجود من دور کن و خودت توی این 365 روز

باقی مونده تا تولدی دیگر منو تنها نذار و اگر هم

دیگه فرصتی باقی نموند

خودت از سر تموم اشتباهتم بگذر که خیلی ...

به هر حال:

۱۵ اردیبهشت همیشه علاوه بر اینکه

واسم یاد آور میانه ی بهار بوده

واسم یاد آور اینم بوده که یه آدم خسته و تنها

درونش به دنیا اومده که فقط می تونم بگم:

 تولدت مبارک!

************************************************

همگی در پناه حق تا سال دیگه

 - البته اگه عمری بود و

 اگه بلاگفایی بود و اگر هم ...

پارسایی! -

تولدت مبارک!!!

************************************************

راستی یادم رفت بگم که فردا - ۱۶ اردیبهشت-

هم تولد وبلاگمه.

عزیز دلم فردا 3 ساله میشه و میره توی 4 سال.

ان شاءالله که همیشه صحیح و سالم باشه

و اگر هم که من نبودم خودش بتونه

باقی بمونه و یاد منو هم واسه همیشه

توی دلش نگه داره ...

پس وبلاگ عزیزم:

 تولد تو هم مبارک!

تولدت مبارک!

************************************************

************************************************

************************************************

 در پناه حق : پارسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های عاشقی ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 در ساعت 10:26 قبل از ظهر

یا سریع الرضا

خدایا!

هر روزی که از اردیبهشت می گذره،

مدام دارم بهش نزدیک تر میشم و

 هنوز که هنوزه ....

هیچ کاری نکردم ...

فکر کنم دوباره مثل پارسال تک و تنهام

به هر حال هنوز که مونده ...

دوران ، دوران گذره ...

فعلاً

در پناه حق : پارسای دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي دوشنبه 2 اردیبهشت1387 در ساعت 12:54 بعد از ظهر

 انا لله و انا اليه راجعون

آخرش رفتي...

ديدي خيلي ها آرزوي مرگت رو مي كردن و حالا همونا

نشستن و واسه ات گريه مي كنن ؟؟؟

مي دونم. جلوي مردم زشته. ناسلامتي تو داداششون بودي ...

بده كه توي مردنت گريه نكنن و عزا نگيرن!

انقدر تنهات گذاشتن.

انقدر به تنهايي عادتت دادن كه آخرشم ...

توي تنهايي رفتي و پر كشيدي ...

نمي دونم چرا اما آدم خوباي بچگي ام

يكي يكي دارن از پيشم ميرم...

دارن با رفتنشون بچگي هامو به خاك مي سپارن...

اولش مامان جون عزيزم كه آخر هفته 4 ماه و 10 روزشه

و الانم تو كه هنوز مهر پاي شناسنامه ات خشك نشده ...

مثل هميشه هيچ كاري از دستم بر نمياد جز اينكه ...

واسه ات دعا كنم. واسه آمرزش ، واسه بخشش و رحمت الهي

براي تو.

عموي عزيزم!

روحت قرين رحمت الهي باد - ان شاءالله -

 

 * لعنت به تو اي دنياي بي وفــــــــــــــــــــــــــــــــا*

 

- ياد كت و شلوارت و عيد نوروز امسال و نامردي اطرافيان

جيگرمو مي سوزونه. كاش خدا يه مرهمي بر زخم دلم بذاره...-

 

 پارساي دلتنگ اول ارديبهشت 1387 هجري شمسي


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


زمزمه هاي پنجشنبه 29 فروردین1387 در ساعت 4:53 قبل از ظهر

* يا سريع الرضا*

خيانت

اگر روزي دشمن پيدا كردي،

بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!

اگر روزي تهديدت كردند،