
آدم برفي ام /
سرد و ساکت و تنها /
قلبي از يخ دارم /
و در رگ هاي منجمدم /
خون سپيد تمنا جاري است /
و با کوچکترين گرمايي .... /
مي ميرم !!!
(( پارسا ))

ღزمزمه های دلتنگیღ
سكوت زندگيم ، پر از زمزمه هاي دلتنگيست...
زمزمه هاي جمعه 17 مهر1388 در ساعت 6:14 بعد از ظهر
یا سریع الرضا
سلام عزیزانم!
شکر خدا بالاخره کارشناسی ارشد قبول شدم![]()
خدایا شکرت!
سپاس از اینکه زمزمه های تنهایی ام رو می شنیدی هر شب...
توی تنهایی های نگهبانی و تاریکی شب های سرد خدمت سربازی
این تو بودی که تنهام نذاشتی...
تویی که می دیدی سختی های درس خوندنم رو ...
تویی که می دیدی حسودی های همه رو
- از فرمانده ام بگیر تا اون درجه دارهای عقده ای ...
-
تویی که دعاهای هر شبم رو می شنیدی و بهم نمی خندیدی ...
خدایا!
خیلی وقت بود که از خوشحالی گریه نکرده بودم ...
یاد تموم سختی هایی که کشیدم و قبول شدم رو که مرور کردم
ناخود آگاه گریه ام گرفت...
خدایا!
باشد که تا ابد بنده ی شکر گزار و حلقه به گوشت باشم ...
** الحمد لله رب العالمین **
یا حق: پارسای خوشحــــــــــــــــــــــــــــــــــال
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های انتظار ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي جمعه 17 مهر1388 در ساعت 6:13 بعد از ظهر
یا سریع الرضا
سلام عزیزانم!
شکر خدا بالاخره کارشناسی ارشد قبول شدم![]()
خدایا شکرت!
سپاس از اینکه زمزمه های تنهایی ام رو می شنیدی هر شب...
توی تنهایی های نگهبانی و تاریکی شب های سرد خدمت سربازی
این تو بودی که تنهام نذاشتی...
تویی که می دیدی سختی های درس خوندنم رو ...
تویی که می دیدی حسودی های همه رو
- از فرمانده ام بگیر تا اون درجه دارهای عقده ای ...
-
تویی که دعاهای هر شبم رو می شنیدی و بهم نمی خندیدی ...
خدایا!
خیلی وقت بود که از خوشحالی گریه نکرده بودم ...
یاد تموم سختی هایی که کشیدم و قبول شدم رو که مرور کردم
ناخود آگاه گریه ام گرفت...
خدایا!
باشد که تا ابد بنده ی شکر گزار و حلقه به گوشت باشم ...
** الحمد لله رب العالمین **
یا حق: پارسای خوشحــــــــــــــــــــــــــــــــــال
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های انتظار ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي یکشنبه 29 شهریور1388 در ساعت 9:3 قبل از ظهر
یا سریع الرضا
مسافران آخرین سپیده ی ضیافت معبود،
در مقصد غروب برای رویت هلال ماه،
شکوفه های تماشا تا بلندی های زمین برده اند.
اما چه حاجتی به رویت هلال ماه،
چه حاجتی به جستجو در آسمان ها؟
رمضان باید آموخته باشدمان که
چگونه به چشم دل ببینیم و به گوش دل بشنویم...
آیا نمی بینی بساط سفره افطار
همانی نیست که همیشه بود؟
این بار به جای چای،
فنجان تلخ اندوه است که بر لبان نزدیک میکنی.
سهم
تو از نان و پنیر و گردو،
امشب
جز لقمه های تنهایی نیست.
بشقاب
پر طراوت ریحان بر سینی عمر،عجیب است که این مرتبه
نغمه اشتها بر تو نمی نوازد.
پیاله
سپید فرنی را که قدری بچشیخود خواهی فهمید مربای گل
این بار هیچ شیرینی ندارد...
چرا کسی امشب در را نمی کوبد،
زنگ را نمی فشرد وشریک
طعام دلباختگی تو نمی گردد؟
برای پهن تر وبزرگتر کردن
سفره همیشگی ات،
نگاه کن
هیچ مهمان ناخوانده ای امشب
بهانه به گرد شمع تنهایی تو نمی بخشد ...
آیا امروز که برای سحر
از خواب بر خواستی
ندیدی که چمدان هایت را بسته اند؟
تلاوت روزانه قرآن را که ادامه می دادی
حس نکردی که چه میل عجیبی برای گریستن،
های های گریستن داری؟
مگر به کدام سوره مبارک،
مگربه کدام آیه کتاب خدا رسیده بودی؟
باور کن
حاجتی به رویت هلال ماه نبوده و نیست.
آسمان
به وضوح رنگ وداع به خود گرفتهوبانگ جدایی از هر کرانه بلند است.
باید
برگردی.
ضیافت
خدا- ماه رمضان - اکنون دیگربه پایان رسیده است.
به
خانه ات برگرد، نزد اهل و عیالت.
از
این پس بر تو هرجی نیست کهوقت گرسنگی، بخوری وبه گاه تشنگی، بیاشامی.
اما
در این میان یه چیز به خاطر سپردنی است:
رمضان
آمد تا بیاموزیمجز گرسنگی دل و تشنگی روح،
برای هیچ گرسنگی و تشنگی دیگری
اشک نریزیم و مویه نکنیم...
حالا چقدر دیگر باید صبر کنیم،
نمیدانیم.
چقدر دیگر باید انتظار بکشیم،
نمیدانیم.
بار
دیگه آمدن او بعد از گذشت یکسال،
حتمی
است،اما بودن ما چطور؟چگونه؟!خدایا از تو ممنونیم
که طبیعت را بی بهار
و دل را بی رمضان نخواستی...

التماس دعا از همگی تان : پارسای دلتنگ
* برگرفته از روزنامه ی جام جم سال ۱۳۸۳*
یادش بخیر سال ۱۳۸۳ رو ...
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي سه شنبه 17 شهریور1388 در ساعت 9:24 بعد از ظهر
یا سریع الرضا

عزیزانم!
شب ضربت خوردن آقا امام علی علیه السلام رو
به همه ی شما عزیزان تسلیت می گم ...
آقا امام زمان!
خودتون می دونین که بعد از آقا امیرالمؤمنین
عدالت هم تا حد زیادی باهاش رخت از دنیا بر بست
تا دوره به دوران امیر المؤمنین دیگه ای برسه
که از نسل آقا سید الشهدا - امام حسینه -
و دوباره عدالت رو به دنیا بر می گردونه ...
امیر المؤمنینی که سال هاست
انتظار آمدنش رو می کشیم ...
آقا جان!
شهادت آقا امام علی علیه السلام رو
بهتون تسلیت می گم.
باشد که وجود اندوهگین و پاکتون
مرهمی باشه بر وجود زخمی و خسته مان ...
آقا جان!
امشب توی دعاهای شبانه اتون
من بیچاره و حقیر رو هم دعا کنین.
دعا کنین که سر انجام کار ،
شرمنده ی روی ماهتون نشم.

آقا جان!
امشب خودت هم توی شب قدر و دعاهای شبانه ات،
با همه مون زمزمه کن که:
*اللّهم عجّل لولیّک الفرج*
یکی از عاشقان گنهکارت: پارسای دلتنگت!
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي جمعه 6 شهریور1388 در ساعت 9:24 بعد از ظهر
یا سریع الرضا
پیش خودم گفتم شاید شما هم دلتون هوس قدیما رو کرده باشه.
من خودم مخصوصاً توی ماه رمضان بدجوری
خاطرخواه گذشته ها می شم...
گذشته هایی که با اینکه درونش نبودم
اما می تونم با تموم وجود حسش کنم ...
** یاد باد آن روزگاران یاد باد! **
****************************************
التماس دعا
یا علی: پارسای دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي جمعه 16 مرداد1388 در ساعت 7:19 بعد از ظهر
یا سریع الرضا
هلا که راز خدایی خدا کند که بیایی
**اللهم عجل لولیک الفرج**
هر سال 15 شعبان که از راه می رسه
فکر می کنم که کلی حرف دارم که باهاش بزنم ...
اما هرسال 15 شعبان هم می گذره و
تا به خودم میام می بینم که هنوز ...
دلتنگی هام سرجاشه !
یه زمانی فکر می کردم
حالا که روز تولدم - 15 اردیبهشت –
با 15 شعبان یکی شده ...
باید مثل آقا امام زمان (عج) پاک باشم
( البته نه تا اون حد ، چون نمیشه! )
اما هرچی گذشت فقط 15 های شعبان دلم می گرفت که ...
چرا اون کاری رو که می خواستم
نکردم و الان توی روز عید ...
باید شرمنده ی آقا باشم و ...
********************************
دیگه گفتن نداره ...
نوشتن هم همینطور ...
آخه نمیشه از امروز چیزی گفت ...
میلاد یگانه منجی بشریت ...
قائم آل محمد ( ص ) ...
عزیز گمگشته ی زهرا ( س ) ...
تنها چیزی که می تونم بگم اینه که :
میلاد پاکت مبارک گل پاک و خوشبوی نرگس!
آخه در حد من نیست که بخوام
دیگه از تو سخنی بر زبان بیارم عزیز دلم !
و الان هم اگه جسارتی کردم
به خاطر اینه که
…
…
اینا همه اش حرف دلم بود و هنوز توی دلم
تنها کسی که زنده است تویی و ... بس!
توی روز تولدت چیزی ندارم که
فدای اون چشمای خوشگلت کنم و تنها چیزی که دارم
یه قلب پر از گناهه که ...
همون هم فدای ناز نگاهت!
یه بار دیگه اگه منو لایق دونستی
کلبه ی حقیرم رو منور کن با قدم های استوارت و
چشم انتظارم نذار که منتظرتم!
پارسای دلتنگ اما گناهکار تو ...
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي دوشنبه 29 تیر1388 در ساعت 9:45 بعد از ظهر
**به نام خدای محمّد**
باز هم مكه آرام است و منتظر.
اكنون بعد از سيزدهم رجب
خدا مي خواهد يك بار ديگر هم رجب المرجب را متبرك سازد.
اما اين باركجا و چگونه؟
باز هم محمد در غار تنهايي خويش با معبود خويش در راز و نياز است.
باز هم تك و تنها.
اما اين بار عبادتش مزه ايي ديگر مي دهد.
مزه ي ملكوت.
مزه ي عرش اعلي...
لحظات مي گذرد و مي گذرد تا...
اقرا...
اما محمد چگونه بخواند؟
اقرا...
باز هم...
اقرا باسم ربك الذي خلق...
و محمد مي خواند بنام پروردگارش كه بشر را آفريده...
خودش هم نمي داند كه چرا شانه هايش سنگين تر شده اند.
چرا پاهايش توان رفتن ندارند؟
چرا امروز حس مي كند كه ديگر محمد ديروز نيست؟
از فرشته ي وحي شنيده ست كه اكنون مبعوث شده به پيامبري.
مي داند كه امروز روزی است که
پيامبر يهود موسی و عيسي مسيح مژده ي آمدنش را داده بودند.
اما ...
اما چگونه باور كند اين مسئوليت سنگين را؟
"خداي من چرا تمام ملكوت با من سخن مي گويند؟
اين همه تبريك براي چيست؟"
محمد بارها اين جمله را در طول راه خانه از خود مي پرسد.
مژده ي بشارت را نخستين بار به همسرش خديجه مي دهد
و خديجه نيز همان هنگام به او ايمان مي آورد .
آري.
امروز 27 رجب است
"روز مبعث محمد مصطفي(ص)"
رسالت نخستين بهانه ي خلقت.
فكر كنم كه بيشتر از همه خود پروردگار شادمان است
از اين روز مبارك.
نه اين بار فكر نمي كنم؛مطمئن مطمئنم
باز هم در ملكوت شادماني ست و سرور...
***
بخدا نميشه از محمد(ص) گفت.
بخداوندي خود خدا قسم كه نمي تونم.
اين جملات رو هم نمي دونم چه جوري ...
اگه راجع به هر چيز ديگه ايي مي خواستم حرف بزنم
الان 500 خط شده بود.واسه همين...
خدايا!
خودت مي دوني كه مي خواستم بهترازاين ازمحمدت بگويم.
اما زبان و دستها و وجودم ياريم نكردند.
تقصير از آنهاست.
اما تو از من قبول كن و از سر قصور من بگذر...
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پريشان و دست كوتاه ماست
و در آخراينكه
*اللّهم صلّي علي محمّد وال محمّد و عجّل فرجهم*
در پناه حق : پارساي دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي دوشنبه 29 تیر1388 در ساعت 3:10 قبل از ظهر
یا سریع الرضا
عیدتان مبارک!
عید هم بر شما و هم بر تمام اشیاء و موجودات و کائنات مبارک باد
التماس دعا
همیشه شا د و خوش باشین: پارسا...
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي سه شنبه 15 اردیبهشت1388 در ساعت 2:20 قبل از ظهر
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي جمعه 18 مرداد1387 در ساعت 4:9 قبل از ظهر
یا سریع الرضا
یا سید الساجدین و داوود آل محمّد:
*میلاد سراسر نورت مبارک*
دوستان عزیزم!
عید شما هم مبارک. به خدا خیلی سعادته ها.
سه تا عید رو پشت سر هم ببینی ...
اینم عیدی من هم به مناسبت میلاد امام سجّاد
و هم به مناسبت اینکه روز عید،
روز پنج شنبه هم هست
و زبور آل محمّد هم که الهی شکر همه جا پیدا میشه...
دعای روز پنج شنبه
ستایش مخصوص خداست که شب تار را به قدرت کامله
از جهان ببرد و روز روشن را از لطف و رحمت به جای آن
بیاورد و روشنی روز پس از شب تار مرا فرا گرفت
در حالی که متنعم به به نعمت اویم.
ای خدا چنانکه مرا برای این روز باقی داشتی
برای روزهای بسیار مثل این روزها هم باقی بدار
و درود بر پیامبرو آل او فرست
و مرا در این روز و شبان و روزهای دیگر
مبتلا نگردان به غم و درد و اندوه
به سبب ارتکاب افعال حرام و کسب گناهان
و هر خیزی که بر این روز و در این روز و بعد از این روز
مقرر کرده ای مرا نصیب گردان
و هر شرّی بر این روز و در این روز و بعد از این روز است
از من رفع فرما.
خدایا من به عهد و رشته ی اسلام به درگاه تو متوسلم
و به حرمت و عظمت قرآن بر درگاه تو متکی هستم
و به مقام حضرت محمّد صلی الله علیه و آله
نزد تو شفاعت میطلبم.
پس بار خدایا!
کاری که به بر آمدن حاجتم امیدوار کند
مرا بیاموز ای مهربان ترین مهربانان عالم.
بار خدایا!
در این روز پنج شنبه پنج چیز بر من مقدر فرما
که جز کرم تو گنجایش آن را ندارد
و جز نعمت های بی پایان تو طاقت آن نیارد.
نخست آنکه سلامتی بخش که بر طاعتت توانا باشم.
دوم به عبادتی موفقم کن که به آن مستحق ثواب عظیم تو شوم.
سوم حالیا رزق وسیع از طریق حلال نصیبم فرما.
چهارم مرا در مواضع بیمناک به امان خود ایمن گردان.
و آخر اینکه مرا از حوادث پر غم و اندوه عالم در پناه خود آور.
و درود بر محمّد و آل محمّد فرست
و توسل مرا به آن بزرگوار شفیع من قرار ده
و سودمند برای سفر آخرتم گردان
زیرا تنها تویی که مهربانترین مهربانان عالمی.
صحیفه ی سجادیه - دعای روز پنج شنبه
امام علی ابن الحسین حضرت زین العابدین
اهدایی از زمزمه های دلتنگی : پارسا
Copyright © zemzemeh.blogfa.com. All Right Reserved!
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي چهارشنبه 9 مرداد1387 در ساعت 5:28 قبل از ظهر
** بسم الله الرّحمن الرّحیم **
سال هاست که تمام درختان و موجودات و حتی سنگ ریزه ها
در حال زمزمه کردن ترنمی جاودانه هستند.
زمزمه ای که می دانند که تا سال ها در گوش جهانیان
هر صبح و شام طنین انداز خواهد شد.
اما کم کم انتظار ها دارد طولانی می شود و
هیچ خبری از فرشته ی وحی نیست.
****** ***** ******
همه ی اعراب می دانند که امروز ۲۷ رجب است.
روزی همانند روزهای دیگر...
اما امروز برای محمّد روزی فراموش نشدنی است.
او دوباره امروز تک و تنها و بی علی (ع)
به غار حرا رفته است برای عبادت و
در حال عبادت است که به ناگاه...
زیباترین لحظه ی آفرینش اتفاق می افتد:
اقراء ...
اقراء ......
اقراء بسم ربک الذی خلق.
آری محمّد! تو فرستاده ی ما شدی!
و امروز همان روزی است که که -حتی خود من نیز-
سال ها انتظارش را می کشیدم...
باور کن محمّد! تو عزیز ترین موجودِ کائنات شده ای.
انقدر عزیز که بخواهم به جان عزیزت سوگند یاد کنم!
اکنون به سمت خانه برو و پیام رسالتت را
به گوش خدیجه ی کبری برسان.
****** ***** ******
اکنون لحظات انتظار همه به سر آمده.درخت و گیاه و جاندار و بی جان همه یک سخن بر زبان دارند:
اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله
آری!
امروز علاوه بر بزرگ ترین عید عالم بشریت،
ختم رسالت های پیامبران نیز فرا رسید و
آخرین فرستاده ی خدا
-که وعده ی آمدنش نیز بارها داده شده بود-
به نبوت برگزیده شد تا لحظه شماری برای برقراری
امنیت و عدالت در جهان آغاز شود....
من ناچیز نیز از همین جا
با تمام ذرات هستی همفریاد می شوم که :
اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله
****** ***** ******
خدایا!
از اینکه امسال هم باز فرصتی دوباره بهم دادی
که بتونم روز ۲۷ رجب، روز مبعث حضرت محمّد (ص)
شادی تمام هستی رو ببینم و دلتنگی هامو فراموش کنم
- حتی شده واسه ی یه روز-
و به خودم افتخار کنم که عزیزترین فرد عالم بشریت،
آورنده ی دین عزیز منه
و اینجا، توی زمزمه های دلتنگی ام
بعثتش رو جشن بگیرم ، از تو سپاسگزارم.
شاید تا سال دیگه نه فرصتی بود و نه بلاگفایی و نه ...
پارسایی!!
عید مبعث بر همه ی شما عزیزان مبارک!
در پناه حق: پارسا - می دونین که من این روزای عید دلتنگ نیستم
-
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي سه شنبه 4 تیر1387 در ساعت 4:40 قبل از ظهر
یا سریع الرضا
پيامبر اکرم-صلي الله عليه و آله- فرمود:
خداوند نور حضرت فاطمه-سلام الله عليها- را
پيش از آفرينش زمين و آسمانها آفريد.
عرض شد: يا رسولالله!
مگر حضرت فاطمه-سلام الله عليها-
از جنس آدميان نيست؟
فرمود: او حور است در قالب آدميان.
خداوند نور وي را در صُلب آدم به وديعه گذاشت
و از صلب من بيرون آورد،
هر گاه شوق بهشت ميکنم، فاطمه را ميبوسم.
****************************************************
ابنعباس در خبر مفصلي از پيغمبر-صلي الله عليه و آله-
نقل کرده که در ساق عرش نوري ديدم که فروزنده بود
مانند حوريان بهشتي.پرسيدم کيست؟
گفتند: اين دختر،«انسيه حوراء» است
و او از ميوههاي بهشتي تکوّن يافته است.
حوريهاي است به صورت انسيه
و انسيهاي است به معني حوريه
و چون درِ بهشت را گشودند،
بوي حضرت فاطمه-عليهاالسلام-را استشمام کردم
.****************************************************
و حضرت فاطمه-سلام الله عليها-،
انسيهاي است که به نورانيت و روحانيت فرشتگان است.
چون بشريت، مستلزم کثرت کثافات عنصري مادي است؛
حضرت فاطمه انسيه حوراء از کدورت طبيعت بشري
دور و منزه است و او موجوديت بين فرشتگان و بشر است.
****************************************************
**«انسيه حوراء»؛ يک فرشتهاي به صورت
ترکيب عنصري بشري است که در لطافت و ملاحت،
حوراء و در صورت، بشري است
که آلوده به پليديهاي مادي نشده است.**
راستی منابع مطالب بالا رو یادم رفته.
آخه مطلب بالا مربوط به یک سال یا دو سال پیشه.
به بزرگی و خوبی خودتون ببخشین - پارسا -
****************************************************
از تموم اینها هم که بگذریم ...
می رسیم به خود تولد حضرت فاطمه زهرا- سلام الله علیها-
دیگه بیشتر از این چیزی نمی گم جز اینکه:
پاره ی تن رسول الله! میلاد پاکت مبارک!
****************************************************
و بعد از تموم اینها هم ...
روز زن، روز مادر، روز همه ی اجناس مونث و ...
روز همه ی خوبی ها: مبارک باد!
****************************************************
در پناه حق : پارساي دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي جمعه 27 اردیبهشت1387 در ساعت 5:16 قبل از ظهر
یا سریع الرضا ** اهدایی از زمزمه های دلتنگی** اردیبهشت : برج ثور 1. خصوصیات : مستقل ، ثابت قدم با رفتاری آرام 2. نشان : گاو 3. سیاره : زهره 4. عنصر : خاک 5. ماهیت : ثابت 6. عدد : 6 7. سنگ موافق : الماس ، مروارید ، یاقوت کبود 8. سنگ مخالف : زبرجد ، الماس زرد 9. فلز موافق : مس ، نقره و برنج 10. رنگ های موافق : آبی ، سبز ، زرد و صورتی 11. روز : جمعه 12. گل : سنبل ، گل های سفید و گل بهار 13. ذائقه : شیرین 14. عمل برای صحت و سلامت : سیر و سفر و تفریحات سالم ، 15. خوراک : پرهیز از غذاهای پر چرب ، آب لیمو ترش و لیموی تازه استفاده شود. خوش باشین : پارسای دلتنگ ********************************* پ.ن:واسهCopy وPaste کردن،اگه دوست داشتین نامی هم از زمزمه های دلتنگی ببرین. ثواب داره!! ********************************* *copyright © zemzemeh All right reserved*
معاشرت و صحبت با دوستان و اقوام ،
گوش دادن به نغمات موسیقی دلخواه![]()
![]()
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي یکشنبه 15 اردیبهشت1387 در ساعت 2:20 قبل از ظهر
یا سریع الرضا![]()
دوباره یک سال دیگه گذشت و
۲۳ سال رو گذاشتم پشت سر و
رسیدم به جایی که انگار
به هیچ جایی نرسیدم بعد از یک سال ...
این همه مدته دارم اینجا واسه تولدم
مطلب می نویسم و هر بار هم
درست روز تولدم
همه از دور و برم می ذارن و می رن!
هر سال ۱۵ اردیبهشت که میاد
به جای خوشحالی ، دلم بیشتر می گیره...
امسال جای خیلی ها پیشم خالیه.
کسی که سر ساعت صفر عاشقی ( '۰۰:۰۰ )
واسم SMS تولدت مبارک می فرستاد و
اون یکی از ساعت '23:59 بهم زنگ می زد
تا توی اولین ثانیه ی روز تولدم اولین کسی باشه
که بهم تولدت مبارک می گه.
************************************************
-یه خبر خوب! همین الان یکی از دوستای عزیزم
( حسین ) بهم زنگ زد و تولدم رو ...
تبریک گفت![]()
![]()
************************************************
************************************************
بگذریم. امروز روز تولدمه.
یه کم شاد باشیم ...
فعلاً تا یه کم از این کیک بخورین
من حالم یه کم میاد سر جاش...
************************************************
یادش بخیر!
پارسال این موقعه ها داداشم
یه گوشی و سیم کارت صفر بهم هدیه داد...![]()
هدیه ی عزیز و با ارزشی که فکر نکنم دیگه
کسی همچنین هدیه ای بهم بده ...
امسال هم که چشمم آب نمی خوره که ... ![]()
بذار لا اقل اینجا واسه خودم جشن بگیرم
یه جشن مجازی. یه جشن تک نفره.
- و شاید با توی عزیزی که الان اینجایی
-
یک دنیا ممنون از هر کسی که الان اینجاست
کسایی که لااقل اینجا تنهام نذاشتن ...
************************************************
وای خدا سال دیگه ۲۴ سالم تمومه و اینجا
باید عکس ۲۵ سالگیمو بذارم!
************************************************
هر چی فکر می کنم چی از خدا بخوام که
کادو بهم بده فقط اینا میاد تو ذهنم:
ظهور آقا امام زمان ( عج )
یه سفر زیارتی دیگه - این بار کربلا و نجف -
و آخرش هم قبولی توی کارشناسی ارشد
اینم بگم که خدا خیلی دوستم داشت
که به عنوان عیدی
- و شایدم کادوی تولد -
زیارت آقا امام رضا ( ع ) رو
در عید نوروز و میلاد پیامبر (ص)
نصیبم کرد تا بعد از ۲۰ سال
سعادت نصیبم شه و برم پابوس آقا امام رضا(ع).
************************************************
خدایا!
از الان تا ۱۵ اردیبهشت سال دیگه یک سال
وقت دارم که به بندگی و خوشی و مستی با تو
بگذرونم. پس خودت شر شیطان رجیم رو
از وجود من دور کن و خودت توی این 365 روز
باقی مونده تا تولدی دیگر منو تنها نذار و اگر هم
دیگه فرصتی باقی نموند
خودت از سر تموم اشتباهتم بگذر که خیلی ...
به هر حال:
۱۵ اردیبهشت همیشه علاوه بر اینکه
واسم یاد آور میانه ی بهار بوده
واسم یاد آور اینم بوده که یه آدم خسته و تنها
درونش به دنیا اومده که فقط می تونم بگم:
تولدت مبارک!
************************************************
همگی در پناه حق تا سال دیگه
- البته اگه عمری بود و
اگه بلاگفایی بود و اگر هم ...
پارسایی! -
************************************************
راستی یادم رفت بگم که فردا - ۱۶ اردیبهشت-
هم تولد وبلاگمه.
عزیز دلم فردا 3 ساله میشه و میره توی 4 سال.
ان شاءالله که همیشه صحیح و سالم باشه
و اگر هم که من نبودم خودش بتونه
باقی بمونه و یاد منو هم واسه همیشه
توی دلش نگه داره ...![]()
پس وبلاگ عزیزم:
تولد تو هم مبارک!
************************************************
************************************************
************************************************
در پناه حق : پارسای دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي پنجشنبه 15 فروردین1387 در ساعت 12:5 بعد از ظهر
* یا سریع الرضا*
سایز عکس بزرگه ها. مال همین امسال عید نوروزه که گرفتم![]()
بالاخره آقا امام رضا (ع) طلبیدمون و رفتیم پابوسش![]()
واقعاْ بهترین مسافرتی بود
که تا به حال توی عمرم رفته بودم...
مسافرتی که همه چیز درونش دیدم ...
از ضمانت آقا امام رضا (ع)
واسه جون تک تک خانوادمون بگیر
تا بیدار نشستن ها داخل حرم
و میلاد پیامبر عزیز و دعای کمیل و ... ![]()
جای همه تون خالی مخصوصا ...
خوش باشین :
پارسای دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي پنجشنبه 1 فروردین1387 در ساعت 1:51 قبل از ظهر
** یا سریع الرضا**
سلام!

یا مُقَلَّبَ الْقُلوبِ وَالْاَبْصارِ
یا مُدَبٌرَ اللٌیْلِ وَ النٌهارِ
یا مُحَِوٌلِ الْحَوْلِ وَ الْاَحْوالِ
حَوٌلْ حالَنا اِلی اَحْسَنِ الْحالِ
فرا رسیدن سال جدید بر همه مبارک باد!
سال ۱۳۸۶ با تمام گرونی هاش
با تمام تحریم هاش
با تمام بدبختی هاش
با تمام وعده های الکی و دروغ هاش
با تمام ... ![]()
![]()
و تمام دلتنگی هاش ... ![]()
به پایان رسید.
به امید خدا که امسال - سال ۱۳۸۷ -
سالی بدون گرونی
سالی بدون سختی و
سالی بدون اسرائیل!!
-که بفهیم توی مملکت خودمون چه خبره!-
سالی بدون دروغ و نیرنگ و عوام فریبی
و سالی پر از آسایش و خیر و برکت رو
پیش رو داشته باشیم ![]()
** لحظه ی تحویل سال : 09:18:19**
در پناه حق : پارسای دلتنگ
اینم لینک نوروزنامه ی سال گذشته ی زمزمه های دلتنگی---> نوروزنامه
حتما ببینین. واسه خودم که هنوز تازگی داره ...
** التماس دعا**
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي دوشنبه 27 اسفند1386 در ساعت 7:23 بعد از ظهر
*یا سریع الرضا*
امروز؛ نخستین روز شمارش معکوس
واسه بازگشت عدالت و صلحه.
امامت امام زمان ( عج )
بر تمام عاشقان و دلباختگانش
– بخصوص 313 یار عزیزش – مبارک باد!

در پناه حق : پارسای دلتنگ![]()
ق :دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي دوشنبه 13 اسفند1386 در ساعت 8:35 قبل از ظهر
یا سریع الرضا
امروز رفتم داخل گوگل جستجو کنم
دیدم این عکس رو گذاشته واسه لوگو :

بعد دیدم که این بنده ی خدا کلی بر گردن ما حق داره!![]()
![]()
و ما هم یه یادی ازش کرده باشیم توی زمزمه های دلتنگی...![]()
خدا ان شاء الله روحش رو با نیوتون و انیشتن محشور کنه![]()
-- راستی نمی دونین موبایل رو کی اختراع کرد؟!!!! --
خوش باشین : پارسای دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي پنجشنبه 18 بهمن1386 در ساعت 3:56 قبل از ظهر
یا سریع الرضا اگر دبیر ریاضی بودم... ثابت میکردم که چگونه شعاع نگاهت ازمرکز قلبم میگذرد
اگر دبیر شیمی بودم...
نام تو را در قلبم پخش میکردم تا محلول محبت به دست آيد.
اگر دبیر بينش بودم...
میدانستم که بايد بعد از خدا تو را بپرستم.
اگر دبیر جغرافیا بودم...
میدانستم که خوش آب و هواترین منطقه آغوش گرم توست.
و اگر دبیر زبان بودم...
با زبان بی زبانی می گفتم دوستت دارم!
*** *** *** ***
حالا که نه دبیرم و نه معلم، بلکه پارسایی ام دلتنگ ،
با یه دل پاک و کوچیک بهت می گم که ...
دوســــــــــــــتـــــــــــــــــت دارم![]()
پ.ن :
دوستان عزیز: اینو واسه شخص خاصی ننوشتما. واسه دل خودمه ![]()
![]()
پارسای دلتنگ![]()
![]()
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي چهارشنبه 3 بهمن1386 در ساعت 3:0 قبل از ظهر
* يا سريع الرضا *
سلام دوستان عزیزم!
این مدت که نبودم هم دلم پیش وبلاگ بود و هم پیش شما عزیزان دلم ...
اما چه میشه کرد که تلفن خونه قطع بود و
دسترسی به کافی نت هم نداشتم.
البته عدم دسترسی به کافی نت به خاطر یه چیز خوب بود که ...
این مدت به من که خیلی خوش گذشت
( اونم بعد از دلتنگی های نبودن مادربزرگ عزیزم)
یه مسافرت و کلی برف بازی و آدم برفی ای که به امید خدا
فیلمش رو میذارم توی وبلاگ (هم واسه دیدن و هم دانلود)
و بعدش هم پیدا کردن یه آدم عزیز که از اونم به امید خدا
خواهم نوشت تا خودش هم بدونه که چقدر دوستش دارم ...
***************************************************
بعدش هم اصلاْ نشد که راجع به عاشورا چیزی بنویسم ...
اینا رو هم از مطالب سال پیش وبلاگ آوردم که هنوز هم
حرف های دل خودمه و هنوز برام تکراری نشده ...
ان شاء الله که آقا امام حسین(ع) و علمدار با وفایش
از من قبول کنن. هر چند دیر اما پر از شور و اشتیاق![]()
امیدوارم که شما هم لذت ببرین![]()
![]()
**************************************************
جهان خونریز بنیاد است هشدار!
سر سال از محرم آفریدند ... ( بیدل دهلوي )
**************************************************
روزی عارفی از شهری می گذشت. دید که تموم مردم شهر ،
سیاه پوشیده اند و همه جای شهر سیاه پوش است.
از بزرگ شهر علت را جویا شد. وی جواب داد :
ما غدیر خم را دست کم گرفتیم اصل آن را انکار کردند ؛
می ترسیم که عاشورای حسین(ع) را هم دست کم بگیریم
و آنرا هم ...
انکار کنند! ![]()
**************************************************
در پناه حق : پارسای دلتنگ ![]()
![]()
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي دوشنبه 12 آذر1386 در ساعت 5:46 قبل از ظهر
*یا سریع الرضا*
خدایا!
۲ ماه و ۱۲ روز از پائیز گذشته
و هیچ خبری از بارون نبود ...
باز امشب دلم گرفته بود و ازت بارون خواستم ...
دقیقاْ مثل بارهای قبلی ...
توی اون هوای صافی که شاید می شد
تک تک ستاره ها رو شمرد
به یک باره در عرض یک ساعت و نیم ...
این همه ابر و این همه قطرات خوشگل بارون ...
واسه من در حد یه معجزه است ...
دقیقاْ مثل پارسال همین موقع
( برف همین موقع و دل شکسته ام ) و
یا تابستون پارسال
(توی گرمای مرداد و دوباره دل شکسته ی من) و ...
دوباره بارون ... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
داشت کم کم لذت قدم زدن زیر بارون از یاد می رفت...
خدایا!
واقعاْ شکرت!
چون فقط توئی که می تونی بفهمی که توی دنیا
بعد از خودت و آقا امام زمان ( عج ) ، عاشق بارونتم...
خدایا!
این نعمتت رو هیچوقت از من نگیر ![]()
قربونت برم الهی: پارسا
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي شنبه 21 مهر1386 در ساعت 2:21 قبل از ظهر
یا سریع الرضا
مسافران آخرین سپیده ی ضیافت معبود،
در مقصد غروب برای رویت هلال ماه،
شکوفه های تماشا تا بلندی های زمین برده اند.
اما چه حاجتی به رویت هلال ماه،
چه حاجتی به جستجو در آسمان ها؟
رمضان باید آموخته باشدمان که
چگونه به چشم دل ببینیم و به گوش دل بشنویم...
آیا نمی بینی بساط سفره افطار
همانی نیست که همیشه بود؟
این بار به جای چای،
فنجان تلخ اندوه است که بر لبان نزدیک میکنی.
سهم
تو از نان و پنیر و گردو،
امشب
جز لقمه های تنهایی نیست.
بشقاب
پر طراوت ریحان بر سینی عمر،عجیب است که این مرتبه
نغمه اشتها بر تو نمی نوازد.
پیاله
سپید فرنی را که قدری بچشیخود خواهی فهمید مربای گل
این بار هیچ شیرینی ندارد...
چرا کسی امشب در را نمی کوبد،
زنگ را نمی فشرد وشریک
طعام دلباختگی تو نمی گردد؟
برای پهن تر وبزرگتر کردن
سفره همیشگی ات،
نگاه کن
هیچ مهمان ناخوانده ای امشب
بهانه به گرد شمع تنهایی تو نمی بخشد ...
آیا امروز که برای سحر
از خواب بر خواستی
ندیدی که چمدان هایت را بسته اند؟
تلاوت روزانه قرآن را که ادامه می دادی
حس نکردی که چه میل عجیبی برای گریستن،
های های گریستن داری؟
مگر به کدام سوره مبارک،
مگربه کدام آیه کتاب خدا رسیده بودی؟
باور کن
حاجتی به رویت هلال ماه نبوده و نیست.
آسمان
به وضوح رنگ وداع به خود گرفتهوبانگ جدایی از هر کرانه بلند است.
باید
برگردی.
ضیافت
خدا- ماه رمضان - اکنون دیگربه پایان رسیده است.
به
خانه ات برگرد، نزد اهل و عیالت.
از
این پس بر تو هرجی نیست کهوقت گرسنگی، بخوری وبه گاه تشنگی، بیاشامی.
اما
در این میان یه چیز به خاطر سپردنی است:
رمضان
آمد تا بیاموزیمجز گرسنگی دل و تشنگی روح،
برای هیچ گرسنگی و تشنگی دیگری
اشک نریزیم و مویه نکنیم...
حالا چقدر دیگر باید صبر کنیم،
نمیدانیم.
چقدر دیگر باید انتظار بکشیم،
نمیدانیم.
بار
دیگه آمدن او بعد از گذشت یکسال،
حتمی
است،اما بودن ما چطور؟چگونه؟!خدایا از تو ممنونیم
که طبیعت را بی بهار
و دل را بی رمضان نخواستی...

التماس دعا از همگی تان : پارسای دلتنگ
* برگرفته از روزنامه ی جام جم سال ۱۳۸۳*
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي جمعه 6 مهر1386 در ساعت 3:55 قبل از ظهر
یا سریع الرضا

با سلام!
از ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۴ که شروع کردم
دلتنگی هامو زمزمه کردن ،
تا به امروز که ۶ مهر ماه ۱۳۸۶ است
- و از دلتنگی هام هم چیز زیادی اش کم نشده
-
بیش از۱۰۰۰۰ نفر قدم بر چشمانم گذاشته اند و منو توی
این دنیای غریبه تنها نذاشته اند...
و منم این بار نه به صورت زمزمه که با فریاد ،
بانگ بر می آورم که ...
همه تون دوست دارم عزیزانم ... ![]()
![]()
![]()

قربان همگی : پارسای دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي شنبه 24 شهریور1386 در ساعت 2:3 قبل از ظهر
یا سریع الرضا
به زمین و زمان
بی دلیل و گران
فخر می فروشی !
برای جبران کمبودهایت.
و آنگاه که علتش را می پرسم
تو هم مثل ...
قیمت بنزین را بهانه می کنی!!!
********************************
بعدابعد ( مثل همون پیشاپیش خودمونه! )
رسیدن ماه مبارک رمضان رو
به همه تون تبریک می گم :
![]()
پارسای دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي جمعه 26 مرداد1386 در ساعت 7:36 قبل از ظهر
یا سریع الرضا
نمی دونم چی شد که خدا خواست یا آقا ابا عبدالله طلبید
که امروز بعد از حدود تقریباً دو هفته بیام اینجا
و وبلاگ رو با اسم عزیزش – حسین - آپدیت کنم ...
( این روزا انقدر بد شده ام و نالایق که
واسه مبعث یگانه بهانه ی آفرینش – حضرت محمد ( ص ) –
نتونستم بیام به وبلاگ و ... )
داشتم فکر می کردم چرا با این وضع بلبشویی که عراق دارد
و علما! هم هی مدام می گن که حرام است رفتن به عراق
به طورغیر مجاز، ملت باز علاوه بر مجازیت ،
از هر جای مرز که شده خودشون رو می رسونن به ...
مزار شش گوشه ی غریبش.
چرا اکثراً با اینکه می دونن اگه رفتن ، شاید هیچ شانسی
واسه برگشتن نداشته باشند باز دوباره با سر و جان ...
می دوند به سوی حرم ؟؟
شاید به این فکر می کنند که ...
ما که این همه توی زندگی کارهای حرامی کردیم که
همه ممنوعش کرده بودند ...
بذار یه بارش هم واسه دل خودمون باشه.
بذار به خاطر دیدن روی ماه حسین ابن علی ( ع )
ما رو بندازن توی آتش دوزخ.
بخداوندی خدا ارزشش رو داره. چون می دونی دارن
توی آتش عشق ابا عبدالله می سوزوننت نه چیزی دیگه...
بر خلاف ما چه آدم هایی که توی این یه مدت هر طور شده بود
خودشون رو رسوندند به کربلا و
آرزو به دل نمردند(خدا رحمتتان کند مهدی و رسول عزیز)
تا ما هم بمانیم
و فقط حسرت دل بخوریم
که حتی جرات این رو هم نداشتیم که ...
توی همین فکرا بودم که دیدم دل خودمم هوایی شده و ...
- خسته از نگاه عالم ، گوشه گیر جنگلا
خیلی دوست دارم برم به سرزمین کربلا ...
حالا از کجا برم ، پای پیاده ای خدا
راهمو نشون بده می خوام برم به کربلا –
بازم دلتنگی هام زیاد شد روز عیدی ...
پس بگذریم ...
نمی دونم چی خطابت کنم عزیز دل زهرا ( س )... ![]()
خواستم بگم سید الشهدا ،
دیدم باز اینجا بوی محرم میاد و ذره ذره ی وبلاگ
نمی تونن سر جای خودشون بمونن و روز عیدمون رو هم ...
خواستم بگم حسین ابن علی ( ع ) ،
دیدم اسم علی که میاد خودم دست و دلم می لرزه...
این همه حرف زدم اما تمومش واسه این بود که بگم ...
عزیز دل زهرا :
میلاد پاکت مبارک!![]()
![]()
- خوشا به حال ملکوت و ملکوتیان که الان پیششونی ـ
( نمی دونم می دونی که منو نمی طلبی یا نمی دونی که اگه
اومدم دیگه بر نمی گردم ...
)
پارسا![]()
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي یکشنبه 17 تیر1386 در ساعت 12:50 بعد از ظهر
به نام حضرت دوست که هر چه دارم از اوست
In the name of god whatever I have belongs to him brief
writings by Mitra aghdasi *
birth day *
Any rising is another birth and "time for living" is a valuable gift
هر طلوع تولد دوباره است و
"زمان " هديه گرانبهاي حضرت دوست به ماست
Translation of gods silence*
Lik me and don’t depend on what will be died
ترجمگان سکوت خدا:
مرا دوست بدار و به ميرا دل مبند
Cry of god *
Don’t cry my god
Idont commit a sin
گريه خدا !
گريه نکن خدا ! من گناه نمي کنم .
* Calmness and happiness are the products of logical mind and good deed
آرامش و شادي محصول فکر منطقي و عمل نيک است
* Please smile:
You are in front of god s hidden camera and
His angels so please smile
لطفا لبخند !
شما در مقابل دوربين مخفي خداوند
و فرشتگان اوييد پس لطفا لبخند بزنيد.
* You deserve the best !
Thou! The best ..choost deed speech and thought
تو شايسته بهتريني
اي برترين ...بهترين پندار و گفتار و کردار را برگزين
* The risk of falling !
Asceding is difficult but descending is easy fast and simple
خطر سقوط
صعود سخته اما سقوط سهل و سريع و ساده است .
* Don’t sit down ..stand up!
Without falling no body can grow
نشين ! بلند شو
بدون زمين خوردن هيچکس بزرگ نشده ....
With Special TNX to : Fatima
پارساي دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي سه شنبه 29 خرداد1386 در ساعت 4:31 بعد از ظهر
*يا سريع الرضا*

کاش سرم را بردارم
و برای هفته ای در گنجه ای بگذارم و قفل کنم
در تاريکی يک گنجه خالی ...
روی شانه هايم
جای سرم چناری بکارم
و برای هفته ای در سايه اش آرام گيرم ...

پارساي دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي شنبه 15 اردیبهشت1386 در ساعت 3:51 قبل از ظهر
* لطفاً بذارین صفحه کامل باز شه با تموم عکس هاش *

** یا سریع الرضا **
پاسی از نیمه شب گذشته.
دردی جانکاه ،
همه ی وجود مادر را فرا گرفته.
پس از ماه ها، دیگر توان دوری از فرزندش را ندارد.
اما فرزند ...
فرزندش بر خلاف میل مادر، میلی به خاک ندارد.
می خواهد همچنان مرغ باغ ملکوت باقی بماند.
نمی خواهد در قفس تن ، محبوس بماند.
اما چه می تواند بکند؟
فرمان اینکه موجود باش ؛
باز هم در عالم ملکوت پیچیده ...
کن فیکون...
اکنون صدای گریه ی نوزاد
تمام اتاق عمل را فراگرفته....

اکنون دیگر مادر دلواپس فرزندش نیست...
خدا نیز اکنون به آفرینش خود پایان داده...
اکنون تنها یک نوزاد باقی مانده با یک دنیا ...

15 اردیبهشت :
تنها روزی است که ...
وجود خدا را با همه ی وجودم ، احساس کردم.
تنها روزی که بهترین روز زندگی منه.
تنها روزی است که ...
پس بذار با همه ی وجود بگم که ...
تولدم مبارک![]()

آری
اکنون تنها یک نوزاد باقی مانده با یک دنیا ...
دلتنگی ،
زمزمه ،
ترنم های نگفته ،
آرزوهای نشکفته ،
انتظار ،
تنهایی
و ...

**************************
نیمه ی بهار واسه ی من ،
یاد آور روز تلخ جدایی از عالم ملکوته ...
یاد آور روز تلخ پر زدن از پیش معشوقه ...
یاد آور روزهای گرم در آغوش مادر بودنه ،
یاد آور نوازش های مهربانانه ی پدره ،
یاد آور غزلواره های تاگوره که
– هر کودکی
با این پیام
به دنیا می آید که
خدا
هنوز
از انسان نومید نیست –

15 اردیبهشت منو یاد خیلی چیزها می اندازه.
اما شاید دیگه اولین و آخرین یاد آورش ،
تو باشی عزیز دلم... ( پارسا )

(( خدایا!
دیدی چقدر زود گذشت ؟
انگار دیروز بود که
دلتنگی های تولدم رو برات نوشته بودم ...
دیدی که هنوز بعد از یک سال
باز هم دارم بوی خاکت رو استشمام می کنم ؟
توی این یک سال چقدر ازت خواستم تا وجودم رو
از بوی ملکوت سرشار کنی ...
خدایا!
تو امسال می خوای چی بهم هدیه بدی ؟
می ذاری خودم بهت بگم ؟؟
- حیف که بهترین کادوت رو به کسی نمی دی ،
حتی اگه پارسای دلتنگت باشه ... –
باشه. مهدی ات باشه مال خودت فعلاً. اما لا اقل قول
دیدنش رو بهم بده. دیگه هیچی ازت نمی خوام
مگه اون چیزای خوبی که بازهم مثل همیشه
خودت لطف می کنی و بهم می دی.![]()
![]()
![]()
پس تو دیگه چشم انتظارم نذار قربونت برم...![]()
خدایا!
منو به جایی برسون که اگه تا سال دیگه زنده بودم
دیگه نیام اینجا و بگم : دیدی چقدر زود گذشت...
انگار دیروز بود که ... ))
قربون تموم مهربونی هات پادشاه آسمانها و زمین :
پارسای دلتنگ ![]()

نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي شنبه 1 اردیبهشت1386 در ساعت 5:23 بعد از ظهر
**یا سریع الرضا**

سعدیا! عشق نیامیزد و شهوت با هم
پیش تسبیح ملائک نرود دیو رجیم
******************************
سعدی شیرین سخن!
امروز توی تقویم سوت و کور زندگی ما ، روز توئه.
روز تو که حقیقتاْ استاد سخن پارسی هستی ...
فقط همین رو می تونم بهت بگم استاد سخن :
روزت مبارک!
******************************
سعدی اگر جوانی کنی و عاشقی
عشق محمد بس است و آل محمد ...

پارساي دلتنگ
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي چهارشنبه 1 فروردین1386 در ساعت 3:37 قبل از ظهر
یا سریع الرضا

با عرض سلام...
خدایا!
یک سال یا به عبارتی دیگه ۳۶۵ روز گذشت ...
بدون هیچ طاعتی ...
بدون هیچ بندگی کردنی ...
بدون هیچ ...
اگه بخوام بگم که توی تموم این ۳۶۵ روز سال چی گذشته
( که در اصل هیچی توش نگذشته... چون انقدر کوتاه بود که ... )
میشه مثنوی هفتاد من و ...
از توی این ۳۶۵ روز سالت ،
فقط یک روزش برام خیلی خوب بود ...
روزی که برای اولین بار دل شکسته ام رو
نه ارزوون بلکه خیلی هم گرون
از من خریدی و منت بر سر من نهادی ...
با دل شکسته ازت خواستم
که بر سرم برف و بارون رحمت ببارونی
و منو برسونی به جان جانان و تو هم ...
الهی قربونت برم که به حرف دلم گوش کردی ...
خدایا!
امسال نه حسین سر سفره پیشمونه و نه بابا.
هر جا که هستن سالم و سرخوش
کنار سفره ی هفت سین دلشون
بنشین و مواظبشون باش...
خدایا!
امسال لحظه تحویل سال ساعت 3:37:26 صبح چهارشنبه است.
شروع سال نو ما رو با خیر و خوشی
همراه کن ای مقلب القلوب و الابصار ...
خدایا!
الان توی یه وبلاگ خوندم
که نوشته بود : " می گن لحظه ی تحویل سال
دعا بهتر مستجاب می شه.
دعام کنید بتونم سربلند از این امتحان بیرون بیام"
حالا تو هم به من کمک کن تا از کنکور سربلند بیرون بیام...
شما هم منو دعا کنید
تا از امتحان کنکور سربلند بیرون بیام...
تا ابد خوش باشین عزیزان!
کسی که سال نو شد و از دلتنگی اش کم نشد :
پارسای دلتنگ - تر از پارسال -
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي پنجشنبه 16 شهریور1385 در ساعت 1:2 قبل از ظهر
به نام نامی عشق
**هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد
هست آن است که هر لحظه به یادت باشد**
خدایا!
خودت شاهد هستی
از همون روزی که تاریخ تولدش رو پرسیدم...
******
– متولد چه ماهی هستی؟
– شهریور
– چه روزیش؟
– راست میگی خودت پیداش کن.
سه بار هم بیشتر فرصت نداری.
– بابا شهریور 31 روزه عزیز من!
– خب از وسطاش شروع کن برو به بالا
– 24 ام ؟
– نه. گفتم از وسطاش شروع کن یکی یکی برو بالا
– 20 ام ؟
– نه بابا.گفتم یکی یکی برو بالا ( توی دلت نگفتی بابا
آی کیو؟!)
– 16 شهریور؟
– آره دیگه.من که گفتم از 15ام یکی یکی برو بالا...
******
تا همین امروز که دارم اینا رو می نویسم
منتظر رسیدن امروز بودم ...
روز میلاد عزیزترینم. کسی که ...
خدایا!
اون کسی رو که همیشه ازت می خواستمش ،
الان توی زندگیمه.
همون کسی که باور نمی کنه – شایدم خودش
می خواد که باور نکنه – که چقدر دوستش دارم...
همون کسی که شاید تا همیشه ...
پس نذار به این زودی های زود ؛
از زندگیم بره بیرون... .
تموم اینا رو گفتم تا برسم به این جا که ...
عزیزم:
:... تولدت مبارک ...:
_____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______########### جات اینجاست###########
_______#############################
________###########################
__________##GH همیشه دوستت دارم M#######
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#
فراموش نکردم...

اینم تقدیم به تو :
زندگي قشنگه اگه با تو باشه ...
مرگ قشنگه اگه براي تو باشه ...
دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه ...
من قشنگم اگه با تو باشم ...
اما تو ... تو ...
هرجور كه باشي قشنگيYYYY
(اگر من زندگی بودم،تا ابد برای تو باقی می ماندم...)
**پارسای دلتنگ تو**
راستی ایمیلت رو هم چک کن.
یه ایمیل خوشگل هم داری عزیز دلم.شاید توی Bulk باشه.
حتماً ببینش.
یه بار هم که شده از ته دل بگو : دوستت دارم ...![]()
![]()
![]()
*Adios*
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي جمعه 27 مرداد1385 در ساعت 4:13 قبل از ظهر

( از کلمات قصار و گهربار اعراب نامرد!)
سيد حسين تو ننگ اعرابي !!!
نام تو را بایداز فهرست اعراب شایسته خط بزنیم !!
تو
بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات لم بدهی
و چرت تابستانی ات را با دود قلیان مفرح کنی !!!!
تفنگ دست میگیری و از پشت تریبون المنار
با نعرههایت چرت ما را پاره میکنی !!!
تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!
نه شکمت آن اندازه است که از پشت دشداشههای سفید
وقار عربی ات را نمایان کند
نه چفیه و عقال داری
تازه عمامه سیاه سرت میگذاری
که ما را به یاد خمینی میاندازد !!
که یکبار چرت مان را پاره کرده بود.
تو ننگ عربی، سیدحسن!
بجای آنکه در حرمسرایت بگردی
و رقص عربی ممالیک گرجی
و اوکراینی ات را تماشا کنی!!
تا فردا در بهشت برای مغازله با حوریان آماده باشی
در مخفیگاهت که نمیدانیم کجاست
می نشینی و نهج البلاغه میخوانی
تو کافر شده ای، سید حسن!
و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم...
فقط به رسم مردان بزرگ عرب
صادق باش و بگو
برد موشکهایت
به ریاض که نمیرسد؟!
تو ننگ عربی سید حسن !!!
تو همان بهتر كه به همان شيعيان بچسبي !
حيف ما ها نيست براي تو !
مگر نميبيني كه ما در همين عربستان خودمان ؛
( كه تازه مكه هم دارد !!) چه فساد و فحشايي داريم ؟
تو با همان ايرانيان خوش باش
كه به يك امام رضايشان دلبسته اند !
حيف ما براي تو سيد حسن ؛ راست بگو ؛ تو تابحال چند بار
گوشت ران گاوهاي اسرايييلي را خورده اي ؟
چند بار گوشت غازهاي كنار دريا را خورده اي ؟
اصلا تا بحال به سواحل كويت قدم گذاشته اي ؟
تو نميداني نعمت يعني چه !
تو ميداني كه خيانت كردن چه كيفي دارد ؟
همين عبدالله ( آل صعود خودمان ) ؛ مگر نفهميدي كه به
اسراييلي ها قول داده
براي هواپيماهايشان بنزين سوپر بفرستد !! تا بيايند
و تو ديگر شيعيانت را بكشند !!
مگر نميداني كه كشتن شيعه صواب دارد؟؟!
حال كه ما خود رويمان نميشود ؛
ميدهيم اسراييل جان اين كار را بكند ؛
تازه ما خود هم باعث خير ميشويم
و خدا برايمان صواب مينويسد !
ببينم ؛ سيد حسن ؛
تو و پسرت و زنت جمعا چند كيلوييد ؟
ميداني كه كمتر از دويست كيلو را آدم حساب نميكنيم ؛
تازه فرم شكم هم خيلي مهم است !!
بايد حداقل 78 سانتي متر از اولين نقطه كمرت
به صورت عمودي ودر حالتي كه
خط عمود بر ناف را قطع ميكند ؛
فاصله داشته باشد و هنگامي كه در كنار
ساحل آفتاب ميگيري ؛
نگذارد گرما به معده ات برسد !!
حيف ما براي تو سيد حسن !
تو همان بهتر كه با همان ايرانيان دم خور باشي !
(برگرفته از وبلاگ طنز های خفن سیاسی)
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي شنبه 31 تیر1385 در ساعت 8:15 بعد از ظهر
*From : Shahrzad*
(به نام نامی عشق)

خانه اي خواهم ساخت
آسمانش آبي
باز باشد همه ي پنجره هايش به پذيرايي نور
ساحت باغچه اش پر ز نسيم
حوض ماهي پر آب
قامت پاك درختانش سبز
و تو را خواهم خواند كه در اين خانه كنارم باشي
سينه ي آينه تصوير تو را مي جويد
كه درآيي چون نور
تو به اين خانه بيا
در خيابان اميد
كوچه ي باور سبز
نبش ميدان صبوري
آنجا
خانه اي خواهي يافت
سر در خانه چراغي روشن
روي سكويش گلدان گلي
در دل خانه اجاقي دلگرم
با حضور تو در اين خانه چه جشني برپاست
آسمان شب اين خانه پر از چشمك و مهتاب و نسيم
ناودانش پر موسيقي آب
اي سرآغاز اميد
تو بدين خانه درآ
من به ديدار تو مي انديشم
و به آرامش بودن با تو...
** قربونت برم عزيزم: كجايي؟**

نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
زمزمه هاي جمعه 2 تیر1385 در ساعت 11:52 قبل از ظهر
خانه اي خواهم زد
از سپيدي و پاكي
سقف آن مهتاب
همه اسباب از عشق
و هوايي از تو(عزيز دل)
فرشته ي مقدس زندگی ام - باقی - بمان.
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های عاشقی ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]