
آدم برفي ام /
سرد و ساکت و تنها /
قلبي از يخ دارم /
و در رگ هاي منجمدم /
خون سپيد تمنا جاري است /
و با کوچکترين گرمايي .... /
مي ميرم !!!
(( پارسا ))

ღزمزمه های دلتنگیღ
سكوت زندگيم ، پر از زمزمه هاي دلتنگيست...
زمزمه هاي جمعه 15 آذر1387 در ساعت 10:39 قبل از ظهر
یا سریع الرضا

وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود سنش ۳۰ برابر من بود!
وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من!
وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من!
وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر!
من وقتی من ۱۰ ساله كه شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر!
من وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من!
وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر!
.
.
.
.
.
می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم....![]()
*******************************
خدایا!
خودت اجازه نده تموم امیدها و آرزوهایم نقش بر آب شن.
خدایا!
خودت از این تنهایی و افکار درمونده منو رهایی بخش!خدایا!
خودت....یا علی : پارسای دلتنگ
- شب ها راحت بخوابین که آقا پلیسه بیداره... -
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
|
.:: زمزمه هاي گذشته ::. |
copyright © 2005-2008 zemzemeh All right reserved
Primary Designed This Template by
Mehran Rostami &
Final Edition By: Parsa-ye Deltang