
آدم برفي ام /
سرد و ساکت و تنها /
قلبي از يخ دارم /
و در رگ هاي منجمدم /
خون سپيد تمنا جاري است /
و با کوچکترين گرمايي .... /
مي ميرم !!!
(( پارسا ))

ღزمزمه های دلتنگیღ
سكوت زندگيم ، پر از زمزمه هاي دلتنگيست...
زمزمه هاي جمعه 23 اسفند1387 در ساعت 3:22 بعد از ظهر
یا سریع الرضا

من به هيچ وجه خدا را لمس نكردم،
ولي خدايي كه قابل لمس باشد كه ديگر خدا نيست.
اگر هر دعايي را هم اجابت كند،
همينطور.
همانجا بود كه براي نخستين بار حدس زدم
كه عظمت دعا بيش از هر چيز
در اين امر نهفته است كه پاسخي به آن داده نميشود
و زشتي سوداگري را به اين مبادله راهي نيست.
اين را هم دريافتم كه آموختن دعا،
آموختن سكوت است
و عشق فقط از جايي شروع ميشود
كه ديگر هيچ انتظاري براي گرفتن
هيچ چيز وجود نداشته باشد.
«عشق» تمرين «نيايش» است و «نيايش» تمرين «سكوت».
آنتوان دوسنت اگزوپری
***********************
التماس دعا - که پارسا بیش از همیشه دلش گرفته...
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
|
.:: زمزمه هاي گذشته ::. |
copyright © 2005-2008 zemzemeh All right reserved
Primary Designed This Template by
Mehran Rostami &
Final Edition By: Parsa-ye Deltang