
آدم برفي ام /
سرد و ساکت و تنها /
قلبي از يخ دارم /
و در رگ هاي منجمدم /
خون سپيد تمنا جاري است /
و با کوچکترين گرمايي .... /
مي ميرم !!!
(( پارسا ))

ღزمزمه های دلتنگیღ
سكوت زندگيم ، پر از زمزمه هاي دلتنگيست...
زمزمه هاي دوشنبه 8 تیر1388 در ساعت 9:51 بعد از ظهر
* یا سریع الرضا *
بریدم
بالاخره بریدم...
از تموم چیزهایی که دوست نداشتم
دل بریدم!
گذشتم
بالا خره گذشتم...
از تموم چیزهایی که حقم نبود
گذشتم!
فرو بستم
بالاخره فرو بستم...
چشامو از تموم چیزایی که نباید میدیدم
فرو بستم!
رسیدم
بالاخره رسیدم...
به خونه ای که کلاغه سال هاست نرسیده...
من رسیدم!
یا علی : پارسای دلتنگ
.
.
.
.
فهمیدم
بالاخره فهمیدم...
دنیا نامردتر از اونیه که ...
نویسنده : [
پارسا ]
موضوع : [
زمزمه های دلتنگی... ]
[
]
[ لینک ثابت مطلب ] [
5 ]
|
.:: زمزمه هاي گذشته ::. |
copyright © 2005-2008 zemzemeh All right reserved
Primary Designed This Template by
Mehran Rostami &
Final Edition By: Parsa-ye Deltang