تبليغاتX
  و ان یکاد الذین کفرو لیزلقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین
ღزمزمه های دلتنگیღ

ღزمزمه های دلتنگیღ

سكوت زندگيم ، پر از زمزمه هاي دلتنگيست...


زمزمه هاي دوشنبه 29 تیر1388 در ساعت 9:45 بعد از ظهر

**به نام خدای محمّد**

 

 باز هم مكه آرام است و منتظر.

 

 اكنون بعد از سيزدهم رجب

 

خدا مي خواهد يك بار ديگر هم رجب المرجب را متبرك  سازد.

 

اما اين باركجا و چگونه؟

 

 باز هم محمد در غار تنهايي خويش با معبود خويش در راز و نياز است.

 

باز هم تك و  تنها.

 

اما اين بار عبادتش مزه ايي ديگر مي دهد.

 

مزه ي ملكوت.

 

مزه ي عرش اعلي...

 

 لحظات مي گذرد و مي گذرد تا...

 

 اقرا...

 

 اما محمد چگونه بخواند؟

 

 اقرا...

 

 باز هم...

 

 اقرا باسم ربك الذي خلق...

 

 و محمد مي خواند بنام پروردگارش كه بشر را آفريده...

 

 خودش هم نمي داند كه چرا شانه هايش سنگين تر شده اند.

 

چرا پاهايش توان رفتن  ندارند؟

 

 چرا امروز حس مي كند كه ديگر محمد ديروز نيست؟

 

 از فرشته  ي وحي شنيده ست كه اكنون مبعوث شده به پيامبري.

 

 مي داند كه امروز روزی است که

 

 پيامبر يهود موسی و عيسي مسيح مژده ي آمدنش را داده بودند.

 

اما ...

 

 اما چگونه باور كند اين  مسئوليت سنگين را؟

 

"خداي من چرا تمام ملكوت با من سخن مي گويند؟

 

اين همه تبريك براي چيست؟"

 

محمد بارها اين جمله را در طول راه خانه از خود مي پرسد.

 

 مژده ي بشارت را نخستين بار به همسرش خديجه مي دهد

 

 و خديجه نيز همان هنگام به او ايمان مي آورد .

 

 آري.

 

امروز 27 رجب است

 

 

"روز مبعث محمد مصطفي(ص)"

 

عید مبعث مبارک! 

 

 رسالت نخستين بهانه ي خلقت.

 

 فكر كنم كه بيشتر از همه خود پروردگار شادمان است

 

 از اين روز مبارك.

 

نه اين بار  فكر نمي كنم؛مطمئن مطمئنم

 

 باز هم در ملكوت شادماني ست و سرور...

 

***

 

بخدا نميشه از محمد(ص) گفت.

 

بخداوندي خود خدا قسم كه نمي تونم.

 

اين جملات رو هم نمي دونم چه جوري ...

 

اگه راجع به هر چيز ديگه ايي مي خواستم حرف بزنم

 

 الان 500 خط شده بود.واسه همين...

 

خدايا!

 

خودت مي دوني كه مي خواستم بهترازاين ازمحمدت بگويم.

 

اما زبان و دستها و وجودم  ياريم نكردند.

 

تقصير از آنهاست.

 

اما تو از من قبول كن و از سر قصور من بگذر...

 

 

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد    گناه بخت پريشان و دست كوتاه ماست

 

 

و در آخراينكه

 

 *اللّهم صلّي علي محمّد وال محمّد و عجّل فرجهم*

 

 

در پناه حق : پارساي دلتنگ


نویسنده : [ پارسا ] موضوع : [ زمزمه های دلتنگی... ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


.:: زمزمه هاي گذشته ::.

عید زیبای غدیر بر تمام کائنات مبارک بادا ...
عید سعید قربان مبارک!
کاش بودی ...
بالاخره قبول شدم خدا .........................
بالاخره قبول شدم خدا .........................
تابستون کوتاهه...
عید سعید فطر بر شما عزیزان مبارک! پارسا
اللهم العن قتل امیر المـومنین
You really Know That ... My life Is Over!! M
یاد باد آن روزگاران یاد باد!

copyright © 2005-2008 zemzemeh All right reserved
Primary Designed This Template by Mehran Rostami & Final Edition By: Parsa-ye Deltang